من هنوز هستم...............

سلام.

من نمیخواستم دیگه اینجا بنویسم.ولی مجبور شدم.

من سال ۸۲ این وبلاگ رو راه اندازی کردم. از  اون موقع تا حالا خیلی پاش وایسادم.به بدبختی سرپا نگه داشتمش.خیلی تغییرات توش دادم و اخرین تغییراتش هم همینه که الان میبینید.

همیشه خودم واسش قالب درست میکردم.همه ی کاراش رو خودم انجام میدادم.نمیدونید که چقدر اذیت شدم.خیلی وقتا شده بود که از پرشین بلاگ حالم بهم میخورد.ولی نمیتونستم ترکش کنم.

آخه ۳ سال بود که همیشه با هم بودیم.

یه روز آخر تصمیمم رو گرفتم.و از پرشن بلاگ رفتم.

رفتم بلاگفا.آخه اون سرعتش بالاتره.

ولی فکر نکنید که به این راحتی رفتم.برام خیلی سخت بود. من این بلاگ رو عاشقانه دوست داشتم و دارم.من اینجارو مثل یه بچه بزرگ کردم.

اینجا کلی دوست پیدا کردم. که یکیشون بهزاد بود.

از اون اول که دوستام اومدن و خیلیاشون واسه همیشه رفتن و خیلی هاشون هنوز هستند.حتی توی بلاگفا. با چندتاشون ارتباط چتی دارم.چون دیگه بلاگ نمینویسند.

با تمام این احوال به خاطر اینکه سرعت پرشین بلاگ خیلی پایین بود  از اینجا رفتم.رفتم به آوارآفتاب.

ولی هنوز هستم.هنوز تو جمع دوستام هستم.من شما هارو ترک نکردم.بهزاد جون من تورو ترک نکردم.من خونمو عوض کردم.رفتم به خونه ی جدید. ولی اونجا هم مثل همینجاست.مگه ندیدیش؟

قالبش همین قالبه.دوستام هنوز هستند.هنوز مطلب جدید میذارم.من هنوز هستم.

هنوز اگه میخواین من و ببینید و با من باشید بیاید اونجا. بیاید تو آوار آفتاب . من اونجا هستم .هر روز با یه چیزه تازه.

ولی یادتون باشه.من هنوز هستم.و منتظر قدمهای سبز شما.

سبز باشید و در پناه خالق سبزی ها

********     آوار آفتاب *********

 www.avareaftab.blogfa.com

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٥

خداحافظ قاب شيشه ای۲

سلام سلام و سلام.

آخرين سلامها در قاب شيشه ای ۲

اين آخرين پستی هست که تو اينجا می نويسم.

خيلی برام سخته.اينکه ۳ سال اينجا باشم و حالا بخوام از اينجا برم.

دلم خيلی تنگ ميشه.ولی خوب يه کاری کردم که دلتنگيمو جبران کنه.

از اين به بعد توی آوار آفتاب می نويسم.اونجا هم حيلی فرقی نداره با اينجا.

اميدوارم که تنهام نذارين.

هر کسی که مايل هست در آوار آفتاب لينک بشه بهم بگه.

سبز باشيد . سبز و آفتابی

 

خونه ی جديد من :   

            آوار آفتاب

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٥

پشت دریاها

سلام.

به زودی از اینجا میرم به خونه ی جدید.

دارم آمادش میکنم.وقتی خواستم برم حتما خبرتون میکنم.

این یه اثر از استاد سپهری است از منظومه ی حجم سبز

  قايقي خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ‌كسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.

قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد،
هم‌چنان خواهم راند.
نه به آبي‌ها دل خواهم بست
نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در مي‌آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي‌گيران
مي‌فشانند فسون از سر گيسوهاشان.

هم‌چنان خواهم راند.
هم‌چنان خواهم خواند:
"
دور بايد شد، دور."
مرد آن شهر اساطير نداشت.
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.

هيچ آيينه تالاري، سرخوشي‌ها را تكرار نكرد.
چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.
دور بايد شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره‌هاست."

هم‌چنان خواهم خواند.
هم‌چنان خواهم راند.

پشت درياها شهري است
كه در آن پنجره‌ها رو به تجلي باز است.
بام‌ها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري مي‌نگرند.
دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتي است.
مردم شهر به يك چينه چنان مي‌نگرند
كه به يك شعله، به يك خواب لطيف.
خاك، موسيقي احساس تو را مي‌شنود
و صداي پر مرغان اساطير مي‌آيد در باد.

پشت درياها شهري است
كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشني‌اند.

پشت درياها شهري است!
قايقي بايد ساخت.

نام شعر : پشت درياها 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٥

به نام آنکه دوستی را آفريد...

به نام حق
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل.
و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش.

او رفت و من نشناختمش . در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم
اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم.

اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست.
شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن
زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش .
اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد.
حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم . چقدر هم تنها ...

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٥

و پيامی در راه

سلام.من ديروز آپ کردم ولی انگار هيچی آپ نشده.

اين پرشين بلاگ هم ديگه به درد نميخوره.بايد فکر خونه ی جديد باشم.

حالا فعلا يه اثر از استاد سپهری را ببينيد تا من برم دنبال يه خونه ی جديد.

سبز باشيد . سبز و آفتابی

نام شعر : و پيامي در راه

روزي
خوام آمد ، و پيامي خوام آورد.
در رگ ها ، نور خواهم ريخت .
و صدا خواهم در داد: اي سبدهاتان پر خواب!

سيب آوردم ، سيب سرخ خورشيد.
خواهم آمد ، گل ياسي به گدا خواهم داد.
زن زيباي جذامي را ، گوشواره اي ديگر خواهم بخشيد.
كور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ!
دوره گردي خواهم شد ، كوچه ها را خواهم گشت . جار
خواهم زد: اي شبنم ، شبنم ، شبنم.
رهگذاري خواهد گفت : راستي را ، شب تاريكي است،
كهكشاني خواهم دادش .
روي پل دختركي بي پاست ، دب آكبر را بر گردن او خواهم آويخت.

هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چيد.
هر چه ديوار ، از جا خواهم بركند.
رهزنان را خواهم گفت : كارواني آمد بارش لبخند!
ابر را ، پاره خواهم كرد.
من گره خواهم زد ، چشمان را با خورشيد ، دل ها را با عشق ، سايه ها را با آب ، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پيوست ، خواب كودك را با زمزمه زنجره ها.

بادبادك ها ، به هوا خواهم برد.
گلدان ها ، آب خواهم داد.

خواهم آمد ، پيش اسبان ، گاوان ، علف سبز نوازش
خواهم ريخت.
مادياني تشنه ، سطل شبنم را خواهد آورد.
خر فرتوتي در راه ، من مگس هايش را خواهم زد.

خواهم آمد سر هر ديواري ، ميخكي خواهم كاشت.
پاي هر پنجره اي ، شعري خواهم خواند.
هر كلاغي را ، كاجي خواهم داد.
مار را خواهم گفت : چه شكوهي دارد غوك !
آشتي خواهم داد .
آشنا خواهم كرد.
راه خواهم رفت.
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٥

تاديوس گولاس

اگر بگویید: به کسی که لیاقتش را ندارد نباید کمک کرد،چه بسا در زندگی او اثری نداشته باشد،اما بی شک در زندگی خودتان اثر خواهد گذاشت.آنگاه تا لیاقتش را نداشته باشید کمکی نخواهید ستاند. به دوستان عزیزم باید بگم که کسانی که مایل به تبادل لینک هستند آدرس و نام خود را بگذارند تا در لینک دوستان قرار بگیرند.   
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ،۱۳۸٥

طنين

سلام

چند روز دير کردم.اميدوارم که من و ببخشيد.

برای امروز هم از فرمايشات استاد سپهری تقديم حظورتون می کنم.

اميدوارم خوشتون بياد.

 

نام شعر : طنين

به روي شط وحشت برگي لرزانم،
ريشه ات را بياويز.
من از صداها گذشتم
.
روشني را رها كردم
.
روياي كليد از دستم افتاد
.
كنار راه زمان دراز كشيدم
.

ستاره ها در سردي رگ هايم لرزيدند
.

خاك تپيد
.
هوا موجي زد
.
علف ها ريزش رويا را در چشمانم شنيدند
:
ميان دو دست تمنايم روييدي،

در من تراويدي.
آهنگ تاريك اندامت را شنيدم
:
"
نه صدايم

و نه روشني.
طنين تنهايي تو هستم،

طنين تاريكي تو."
سكوتم را شنيدي
:
"
بسان نسيمي از روي خودم برخواهم خاست،

درها را خواهم گشود،
در شب جاويدان خواهم وزيد."

چشمانت را گشودي
:
شب در من فرود آمد.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٥

نيلوفر

درود به همه ی شما عزیزان

ممنونم که به من سر زدید و با پیامهای گرمتون به من امید دادید.

از همتون ممنونم.

امروز هم آمدم تا یکی دیگر از شاهکارهای حضرت استاد سهراب سپهری را برای شما بنویسم.

" نیلوفر " یکی از زیباترین اشعار مجموعه ی " زندگی خوابها " است.

با هم میخوانیم:

 نيلوفر

از مرز خوابم مي گذشتم،
سايه تاريك يك نيلوفر
روي همه اين ويرانه فرو افتاده بود.
كدامين باد بي پروا
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد ؟

در پس درهاي شيشه اي روياها،
در مرداب بي ته آيينه ها،
هر جا كه من گوشه اي از خودم را مرده بودم
يك نيلوفر روييده بود.
گويي او لحظه لحظه در تهي من مي ريخت
و من در صداي شكفتن او
لحظه لحظه خودم را مي مردم.

بام ايوان فرو مي ريزد
و ساقه نيلوفر برگرد همه ستون ها مي پيچد.
كدامين باد بي پروا
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد؟

نيلوفر روييد،
ساقه اش از ته خواب شفافم سر كشيد.
من به رويا بودم،
سيلاب بيداري رسيد.
چشمانم را در ويرانه خوابم گشودم:
نيلوفر به همه زندگي ام پيچيده بود.
در رگ هايش ، من بودم كه ميدويدم.
هستي اش در من ريشه داشت،
همه من بود.
كدامين باد بي پروا
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد؟

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٥

سوره ی تماشا

سلام به همه ی شما عزيزان.

امروز بعد از ۲ماه بلاگ رو آپ کردم.يه آپ قشنگ.

اميدوارم که ديگه از اين به بعد بتونم هميشه بلاگ رو آپ کنم.

البته با کمک خداوند عزيز و ياری شما دوستان.

دلم ميخواد اولين پست از کار جديدم را با سهراب شروع کنم.

اين هم يه کار عالی از استاد سهراب سپهری.

سبز باشيد.سبز و آفتابی

 

سوره ی تماشا

به تماشا سوگند

و به آغاز کلام

و به پرواز کبوتر از ذهن

واژه ای در قفس است.

حرف هایم,مثل یک تکه چمن روشن بود.

من به انان گفتم:

آفتابی لب درگاه شماست

که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.

و به آنان گفتم:

سنگ آرایش کوهستان نیست

همچنانی که فلز ,

زیوری نیست به اندام کلنگ.

در کف دست زمین گوهر نا پیدایی است

که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.

پی گوهر باشید.

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.

و من آنان را ,

به صدای پیک بشارت دادم

و به نزدیکی روز , و به افزایش رنگ.

به طنین گل سرخ ,

پشت پرچین سخن های درشت.

و به انا گفتم:

هر که در حافظه ی چوب ببیند باغی

صورتش در وزش بیشه ی شور ابدی خواهد ماند.

هر که با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.

آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند

می گشاید گره ی پنجره ها را با آه.

زیر بیدی بودیم.

برگی از شاخه ی بالای سرم چیدم,گفتم:

چشم را باز کنید ,

آیتی بهتر از این میخواهید؟

می شنیدم که بهم می گفتند:

سحر میداند , سحر!

سر هر کوه رسولی دیدند

ابر انکار به دوش آوردند.

باد را نازل کردیم

تا کلاه از سرشان بردارد.

خانه هاشان پر داوودی بود,

چشمشان را بستیم.

دستشان را نرساندیم به سر شاخه ی هوش.

جیبشان را پر عادت کردیم

خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥

بعد از ۲ ماه

سلام به همه ی دوستای خوب خودم.

دلم برای همتون تنگ شده.

بالاخره بعد از ۲ماه اومدم و بلاگ رو درستش کردم.آخی.....

خيلی دلم تنگ شده بود.از اين به بعد ديگه همه چيز ميزونه.سر وقت آپ ميکنم و بهتون هم سر ميزنم.

ولی يه چيزی هست : از اين به بعد موضوع مطالبم فرق ميکنه .حالا خودتون مياين و ميبينيد.

به زودی اولين پست رو ميذارم.

همتون رو دوست دارم.

سربلند و پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٥

عشق چيزی جز ظهور مهر نيست...

سلام به همه ی دوستای خوب خوب خودم.

ببخشید که دیر آپ کردم.آخه اصلا" نتونستم بیام.شرمنده.از همهی شما عزیزان عذر میخوام .من هیچ کدوم شما رو فراموش نکردم.هیچ کدومتون رو از باد نبردم و از دست هیچ کدومتون ناراحت نیستم فقط به مشکل کوچیک داشتم و نتونستم بیام.از دستم ناراحت نباشید .به خدا به همتون سر میزنم.شاید الان نتونم ولی تو همین 1کی 2روزه میام.همتون رو دوست دارم.قربون همتون برم.براتون سالی پر برکت آرزو میکنم.

پیروز باشید.

****************************

: اي که مي پرسي نشان عشق چيست

عشق چيزي جز ظهور مهر نيست

عشق يعني مهر بي چون و چرا

عشق يعني کوشش بي انتها

عشق يعني دل تپيدن بهر دوست

عشق يعني جان من قربان اوست

عشق يعني عاشق بي زحمتي

عشق يعني بوسه بي شهوتي

عشق يعني دشت گل کاري شده

در کويري چشمه اي جاري شده

تقدیم به همتون از طرف دوست کوچیک شما مهدی

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥

سال نو مبارک...

سلام دوستان خوب خوب خودم.

اول از همه سال نو را بهتون تبريک ميگم و اميدوارم که سال خوبی رو در کنار خانواده داشته باشيد.

دوم اينکه خيلی عذر ميخوام به خاطر اينکه دير آپ کردم.شرمنده.

سوم اينکه چيز خوبی توی دستم نبود که آپ کنم و ديدم که يه فال حافظ ميتونه بهترین چيز باشه.اميدوارم که خوشتون بياد.

ممنونم از همتون که تو اين مدت بهم سر زديد.برای همتون آرزوی سر بلندی و پيروزی ميکنم.

**********************************

اين هم يه جمله از وصيت نامه ی کوروش بزرگ.اميدوارم که متوجه بشيد چی ميگه:

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايی به خاک سپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ايران را تشکيل دهند...

**********************************

اينم فال حافظ :

اول نيت بکنيد بعد اينجا کليک بکنيد.

**********************************

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نيمه باز
خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب

آمدن نوروز را شادباش میگویم.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٤

آسمان مال من است....

سلام سلام سلام.....

دوستان عزيز ببخشيد که خيلی دير اومدم.خيلی شرمندم.چند روزی نبودم.الان اومدم و اميدوارم که ديگه هر هفته حداقل ۱بار آپ کنم.

امروز هم همونطور که قبلن گفتم قسمت ديگه ای از  " صدای پای آب " رو براتون گذاشتم.اين قسمت خيلی معروفه و فکر ميکنم که همتون اين رو بشناسيد.

يادتون نره به دوست خوبم بهزاد هم سر بزنيد.

باز هم از لطف همه ی شما عزيزان ممنونم. همتون رو دوست دارم.

پيروز باشيد.

هر كجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است
.
چه اهميت دارد

گاه اگر مي رويند
قارچهاي غربت؟

من نمي دانم
كه چرا مي گويند: اسب حيوان نجيبي است ، كبوتر زيباست
.
و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست
.
گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد
.
چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد
.
واژه ها را بايد شست
.
واژه بايد خود باد، واژه بايد خود باران باشد
.

چترها را بايد بست
.
زير باران بايد رفت
.
فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد
.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت
.
دوست را، زير باران بايد ديد
.
عشق را، زير باران بايد جست
.
زير باران بايد با زن خوابيد
.
زير باران بايد بازي كرد
.
زير بايد بايد چيز نوشت، حرف زد، نيلوفر كاشت

زندگي تر شدن پي در پي ،
زندگي آب تني كردن در حوضچه "اكنون"است.

رخت ها را بكنيم
:
آب در يك قدمي است
.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤

صدای پای آب....

سلام به دوستاي خوب خودم.از همتون ممنونم به خاطر اين همه لطفي كه داريد.از همتون عذر ميخوام به خاطر اينكه چند روز نبودم.آخه دستم بند بود و اصلن نتونستم بيام تو اينترنت.منو ببخشيد كه نيومدم.چندتا از دوستان خوبم از دست من شاكي بودن كه چرا نيومدم و بهشون سر نزدم.به خدا شرمندم.من دوستامو فراموش نميكنم.

دوست خوبم بهزاد از من خواسته بود كه سفارششو بكنم و من بهش قول داده بودم كه تو پست قبلي اين كارو انجام بدم ولي يادم رفت.حالا ازتون ميخوام كه به بلاگ ابن دوست خوب من هم سر بزنيد و اونو در بهتر ساختن بلاگش ياري كنيد . www.tabibalgholob.persianblog.ir

از همتون ممنونم و اميدوارم كه تونسته باشم بدقوليمو جبران كرده باشم.

براي امروز هم قسمتي از "‌ صداي پاي آب " از سهراي سپهري رو گذاشتم. اگه عمري باقي بود قسمتهاي ديگشو تو پستهاي بعدي ميذارم.اميدوارم كه خوشتون بياد.

پيروز باشيد.

زندگي رسم خوشايندي است.
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ،
پرشي دارد اندازه عشق.
زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه دستي است كه مي چيند.
زندگي نوبر انجير سياه ، كه در دهان گس تابستان است.
زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره.
زندگي تجربه شب پره در تاريكي است.
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست.
خبر رفتن موشك به فضا،
لمس تنهايي "ماه"، فكر بوييدن گل در كره اي ديگر.

زندگي شستن يك بشقاب است.


زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است.
زندگي "مجذور" آينه است.
زندگي گل به "توان" ابديت،
زندگي "ضرب" زمين در ضربان دل ما،
زندگي "هندسه" ساده و يكسان نفسهاست.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٤

عشق اينجا اوج پيدا ميکند...

سلام بچه ها.مرسی از همتون که بهم سر ميزنيد.ببخشيد که دير آپ کردم.ولی در عوض يه چيز خوب گذاشتم.يه آهنگ از کويتی پور هست که برای امام حسين خونده.اگه تونستم لينک آهنگ رو برای دانلود ميذارم.منتظر نظرات گرمتون هستم

پيروز باشيد

چنگ دل آهنگ دلكش ميزند

ناله ي عشق است و آتش ميزند

قصه ي دل دلكش است و خواندنيست

تا ابد اين عشق و اين دل ماندنيست

مركز درد است و كانون شرار

شعله ساز و شعله سوز و شعله كار

خفته يك صحرا جنون در چنگ او

يك نيستان ناله در آهنگ او

نغمه را گه زير و گه بم ميكند

خرمني آتش فراهم ميكند

كرده خود را ميزبان شعله ها

تا بسوزد در ميان شعله ها

عشق اينجا اوج پيدا ميكند

قطره اينجا كار دريا را ميكند

رخصتي تا ترك اين هستي كنيم

بشكنيم اين شيشه تا مستي كنيم

پرده بالا رفت و ديدن هست و نيست

راستي نا ديدني ها ديدنيست

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٤

سوره ی تماشا...

سلام سلام به همه ی دوستای خوب خودم.امروز يه شعر خيلی قشنگ از سهراب سپهری براتون گذاشتم.من خودم از اين شعر خيلی لذت ميبرم.اميدوارم که شما عزيزان هم خوشتون بياد و با نظر های گرمتون منو دل گرم تر از قبل بکنيد.

پيروز باشيد

سوره ی تماشا

به تماشا سوگند

و به آغاز کلام

و به پرواز کبوتر از ذهن

واژه ای در قفس است.

حرف هایم,مثل یک تکه چمن روشن بود.

من به آنان گفتم:

آفتابی لب درگاه شماست

که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.

و به آنان گفتم:

سنگ آرایش کوهستان نیست

همچنانی که فلز ,

زیوری نیست به اندام کلنگ.

در کف دست زمین گوهر نا پیدایی است

که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.

پی گوهر باشید.

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.

و من آنان را ,

به صدای پیک بشارت دادم

و به نزدیکی روز , و به افزایش رنگ.

به طنین گل سرخ ,

پشت پرچین سخن های درشت.

و به آنان گفتم:

هر که در حافظه ی چوب ببیند باغی

صورتش در وزش بیشه ی شور ابدی خواهد ماند.

هر که با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.

آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند

می گشاید گره ی پنجره ها را با آه.

زیر بیدی بودیم.

برگی از شاخه ی بالای سرم چیدم,گفتم:

چشم را باز کنید ,

آیتی بهتر از این میخواهید؟

می شنیدم که بهم می گفتند:

سحر میداند , سحر!

سر هر کوه رسولی دیدند

ابر انکار به دوش آوردند.

باد را نازل کردیم

تا کلاه از سرشان بردارد.

خانه هاشان پر داوودی بود,

چشمشان را بستیم.

دستشان را نرساندیم به سر شاخه ی هوش.

جیبشان را پر عادت کردیم

خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ بهمن ،۱۳۸٤

همه فيلتر شدن

سلام سلام سلام دوستای گلم.

يه خبر بد دارم .اينه که تمام سايت هايی که سرويس بلاگ دارن تو ايران فيلتر شدن.از جمله پرشين بلاگ>< بلاگ فا >‌ و بقيه.ولی بازهم نميتونن جلوی مارو بگيرن.

پيروز باشيد 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ بهمن ،۱۳۸٤

دلم ميخواد درد دل و دوا کنم...

سلام سلام سلام....

سلام به همه ي دوستاي خوب و گل و عزيز خودم.ببخشيد كه دير آپ كردم.آخه سرم شلوغ بود نتونستم بيام.از همتون ممنونم كه با كامنت هاي گرمتون به من دل گرمي ميدين.

مرسي كه مياين و به من سر ميزنيد.

امروز يه شعري گذاشتم كه خودم خيلي دوستش دارم.گفتم بذارم شما هم بخونيد شايد خوشتون اومد.نميدونم كه اين شعر ماله كيه ولي ميدونم كه مازيار عزيز دكلمه كرده.اميدوارم خوشتون بياد.

پيروز باشيد...

دلم ميخواد اينجا باشي تا تو چشات نگاه كنم

كبوترهاي عشقمو از تو چشات هوا كنم

دلم ميخواد اينجا باشي خزون من بهار بشه

ستاره ها نور بپاشن من بشينم نگات كنم

دلم ميخواد پر بزنم رو پشت بوم خونتون

برم رو طاق آسمون اسم تو رو صدا كنم

دلم ميخواد پربگيرم بيام كنارت بمونم

با گريه هات زار بزنم با خنده هات صفا كنم

گفته بودم هرجا بري منم ميام دنبال تو

چي كار كنم نشد كه من به عهد خود وفا كنم

اينجا كسي درد منو از تو چشام نميخونه

به كي بگم كجا برم سفره ي دل رو باز كنم

ستاره هاي آسمون از تو برام قصه ميگن

شايد يه روز منم تو رو تو آسمون پيدا كنم

بي تو دلم تو تاريكي تا آخر شب مي ميره

دلم ميخواد كه روز بياد شب رو ازش جدا كنم

بي تو زمونه سردشه نميدونم چه دردشه

دلم ميخواد يه روز بياد درد دل و دوا كنم

دلم ميخواد يه روز بياد درد دل و دوا كنم

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٤

قصه ی تلخ...

سلام سلام صد تا سلام.

الان داشتم با يکی از دوستای قديمی چت ميکردم.از بچه های پرشين بلاگ بود.موضوع ماله يکی دو سال پيشه.اومد و برام کامنت گذاشت.خيلی خوشحال شدم.گفتم کامنتشو بذارم شما هم بخونيد.

همتون و دوست دارم.پيروز باشيد عزيزان

 

آسمان يک شب گفت

قصه ای ساز کن امشب با من

هر چه انديشيدم

قصه ای تازه تر از تشنگی تلخ کوير

ذهن در ياد نداشت

قصه را تا گفتم

آسمان نعره زد و زار گريست

. شايد امشب هم يکی واسه آسمون يه قصه تلخ گفته.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٤

باران می بارد...

سلا دوستان خوبم.اميدوارم که حال همه خوب باشه.چند روزی بود که آپ نکرده بودم.البته هر وقت کسی نظری در مورد عشق داده بود گذاشتم تو پست مربوط.

امروز بارون ميومد.داشتم نگاه ميکردم که اين شعر يادم اومد.گفتم بنويسم تا شما هم ببينيد.منتظر نظرات قشنگتون هستم.

پيروز باشيد 

باران می بارد

 اشکهایم را به باران می سپارم

 در کوهستان تنهایی و جنون

 فریادم طنین انداز می شود

 فریاد بر فریاد فریاد می کشم بر باد …

باران می بارد

دستانم را به باران می سپارم

در سکوتی دلتنگ و غمناک

 خشمگین و تنها…

پنجه می سایم بر خاک …

باران می بارد

باران می بارد بر من…

باران می بارد ….

باران می بارد

 در دستانم مشتی خاک …

و از آن خاک…

گُلی زیبا می روید…

باران می بارد

 اشکهایم را به باران می سپرم…

گل را سیراب خواهم کرد…

در دستانم…

ریشه در وجودم می دواند…

تنها امیدم…

آخرین امیدم …

ببار ای باران تا ابد ببار…

تا اشکهایم …

گل را سیراب کند…

و در دستانم…

آرام…

زیبا بماند… .

.. ببار ای باران...

ببار ای باران…

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٤

ارزش یابی کلمات

 سلام بچه ها.اميدوارم که حالتون خوب باشه.پست قبلی رو پاک کردم چون نميخواستم کس ديگه ای اونو بخونه.همين چند نفر که خوندن کافی بود و نميخوام ديگه کسی در مورد اون حرفی بزنه.

امروز براتون يه مطلبی گذاشتم که در مورد ارزشيابی کلماته.اينو يکی از دوستانم برام فرستاده بود و من هم گذاشتم اينجا تا شما هم بخونيد.دوست داشتيد نظر هم بدين.خوشحال ميشم.

سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن.

پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.

بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه" هوس" است...با آن بازی نکن.

خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از آن حذر کن.

ناپایدارترین کلمه "خشم" است...آن را فرو ببر.

بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.

سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.

روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.

ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.

تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.

سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.

شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.

اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

زیباترین کلمه "راستی"است... با آن روراست باش.

زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.

ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟

موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.

آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.

دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.

سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.

صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.

بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.

ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.

قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"است... راز زیبائی در آن نهفته است.

تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.

رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.

تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.

وهدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن...

به نظر من زيبا ترين واژه و بهترين واژه عاشقی است.اگر کسی واقعن عاشق باشه تمام اين ۴۵ مورد را خواه نا خواه رعايت ميکنه.يه خورده دقت کنيد ميفهميد.اين طور نيست؟البته اين فقط نظر شخصی منه.

پيروز و سربلند باشيد عزيزان

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٤

عشق از نظر دوستان...

سلام به همه ی دوستای خوب و عزیز و گل خودم.از همتون ممنونم.ولی خیلی خوب تر میشد اگه همه نظرشونو برام مینوشتن.به هر حال در زیر نظر تمامی دوستان رو با نام و آدرس خودشون گذاشتم. در آخر هم یه شعر خودم گذاشتم و نظر من اینه.حتما" بخونید.مرسی از همتون.

ندا

عشق یعنی همدل شدن و فراموش شدن به سادگی تک نگاه ساده و بچه گانه, عشق یعنی باور کردن و نابود شدن به سادگی یه تصمیم بچه گانه,عشق یعنی وسط گذاشتن همه چیز و ریسک کردن به خاطر یک چیز....

www.yassesefid.persianblog.ir 

دقایق سرخ زندگی فرزانه

عشق یعنی قطره قطره آب شدن... در وفور اشک یار گریان شدن عشق یعنی بر دلی چیره شدن...دست از جان شستن و مجنون شدن عشق یعنی در حظور باران طوفان شدن....در کنار قاصدک رقصیدن و پرپر شدن عشق یعتی در عمق قلب یار ساکن شدن...بر دامان وی افتادن و بی جان شدن.عشق یعنی در پی باد رفتن و راهی شدن.از فراز کوهها بگذشتن و پیدا شدن

www.khalvateeshgh.persianblog.ir

حسن

عشق چیزیه که تا عاشق نشی درکش نمیکنی و وقتی درکش کنی نمیتونی وصفش کنی....

www.hellobyebye.persianblog.ir

مهندس گمنام

عشق یعنی عاشق شیدا شدن

www.engineermohsen.persianblog.ir

بهار

فکر نمیکنم که الان دیگه کسی عشق رو اینجوری ببینه.همش شده خودخواهی....

www.bahar.kingiran.com

دوست پيام

عشق یعنی سخن از زخم شقایق گفتن ...حرفی از جتس زمان با دل عاشق گفتن..

www.akharindaghayegh.persianblog.ir

دخترک فقير عشق

وقتی بدی میکنیم عشق را گم میکنیم ولی وقتی بدی میبینیم گذشت میکنیم عشق را پیدا میکنیم.خدای ما خدای عشق است و ما هی گم میکنیم و هی پیدا..

www.gheseeshgh.blogfa.com

قاصدک

من نمیدونم چی بگم..آخه اصلا" نمیدونم که عشق اونیه که من میدونم یا نه...

www.banooyeordibeheshti.persianblog.ir

وحيد

عشق يعنی زدگيه هيچ و پوچ. عشق يعنی دل را انداختن در قفس

www.ghazale-man.persianblog.ir

سارا

عشق يعنی اين که ما باور کنيم يک دل ديگر هم ارادتمند ماست

www.nimroz.blogfa.com

حسن

ای فرزند آدم... من همنشین کسی ام که به یاد من باشد... من از رگ گردن به تو نزدیکترم و تو را از خودت بهتر می شناسم... در هیچ حالی فراموشم مکن و یاد مرا از خود دور مساز...

www.hellobyebye.persianblog.ir

ياسی ناز

عشق بورز نه به خاطر ايجاد پيوند بين دو شخص ايستا ،عشق بورز همچون گردابی زاينده،عشق بورزهمچون رقصی چنان پر تب وتاب ،با حرکاتی چنان سريع که نتوان دريافت که کدام عاشق و کدام معشوق است. و رقص ادامه می يابدژرفتر و ژرفتر،رقصنده ها محو می گردند و تنها رقص باقی می ماند

www.yasinaz.persianblog.ir

eli

بس کند ميگذرد برای انان که در انتظارند.بس تند ميگذرد برای انان که ميترسند.بس طولانی است برای انان که در اندوهند وبس کوتاه برای انان که سرخوشند اما ابدی است برای انان که عاشقند...

هميسه بهار

عشق يعنی انتهای التهاب ... عشق يعنی لحظه های ناب ناب...عشق يعنی قطره و دريا شدن...عشق يعنی به در خيره شدن.....عشق يعنی در فراقش سوختن...

www.daisies.blogfa.com

مهدی

مقدس تر از کلمه عشق بعد از خدا توی عمرم نديدم و من کوچيکتر از اونم که بخوام عشق رو وصف کنم . ولی چقدر خوبه معنی عق رو اول بفهميم و بعد عاشق بشيم

www.ariansoftware.persianblog.ir 

بهروز

عشق يعنی گم شدن در وجود اونی که دوستش داری عشق يعنی ... عشق يعنی... عشق يعنی...///نميدونم تصوير دقيقی از عشق تو ذهنم بکشم اما به نظر من اکثر آدم ها با داشتن عشق به يه چيز يا يه کس خاص زندگی ميکنن و عشقشون اون کس يا چيز

www.sabziforosh.blogfa.com

 سوگل

عشق يعنی دل رو به دست معشوق سپردن....عشق يعنی غصه ی دنيا رو نخوردن.....عشق يعنی تو باغ چشمان زيبای معشوق.....دل رو تا چشمه سار مهربونی بردن

www.sogoli-poems.persianblog.ir

 ديوونه

عشق واسه توقصه هاست که پره از غصه است

www.divoonekhodeti.blogsky.com

 باران

عشق لطافت زندگی است اگر نباشد زندگی همان گورستان سرد و خاموش است./البته اگر بتونی از نوع حقيقيشو پيدا کنی

www.sookoote-baran.persianblog.ir

 احسان

عشق يعنی دويدن / از دل عاشق شنيدن /عشق يعنی تو بودن /در کنار دل سرودن ...

www.saredorahi.persianblog.ir

هادي

عشق يعنی از خود گذشتگی،عشق يعنی بوسه بی شهوتی،عشق يعنی عاشق بی زحمتی.و چه کسی ميداندکه حسرت يعنی چه؟منتظر جواب ميمونم.......

www.zanbagh2005.persianblog.ir

 فرزان

عشق بدون عقل يعني پشيماني ،يعني در آخر دلزدگي پس عشق هم بايد يه جوري عقل و منطق داشته باشه

www.doniayefani.blogfa.com

 

این هم نظر خودمه ( مهدی )

نگو ما دوتا کمیم ... منو تو این همه ایم

ای عزیز گل ریز ... عشق یعنی همه چیز

www.ghabeshishei2.persianblog.ir

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٤

عشق يعنی...

عشق یعنی دائماً در اضطراب
عشق یعنی تشنگی در شط آب
عشق یعنی لاله پرپرشدن
عشق یعنی در رهش بی سرشدن
عشق یعنی عاشق شیدا شدن
عشق یعنی گمشدن پیدا شدن
عشق یعنی مبتلا گشتن به درد
عشق یعنی عقل را کردی تو طرد
عشق یعنی هردمی در جستجو
عشق یعنی هجرت از من تا او
عشق یعنی حرف او برروی چشم
عشق یعنی صبر در هنگام خشم
عشق یعنی دلبری دلدادگی
عشق یعنی غربت واماندگی
عشق یعنی،همچو آتش سوختن
عشق یعنی چشم بر او دوختن
عشق یعنی دائماً در درد ورنج
عشق یعنی یافتن صدکوه گنج
عشق یعنی زلف تابیده کمند
عشق یعنی زلف او برپای بند

سلام به همه.مرسی از اين همه محبت و لطفی که به من داريد.از همتون ممنونم.اين چند روز که آپ نکردم سرگرم تعميرات قالب بودم.ببخشيد.برای امروز يه متنی گذاشتم که ديديد.حالا شما هم اگه چيزی به نظرتون ميرسه بهم بگيد تا با نام خودتون تو پست بعدی بذارم. پيروز و سر بلند باشيد. 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ دی ،۱۳۸٤

تجارت عشق....

من تو را دوست می دارم
لحظه های با تو بودن را
ونگاهی که از عشق سرشار
 
وصدای تو
ترنم خوش محبت
و چگونه قیمت گذارم بر این عشق
 
من تاجر شهر آرزوهای توام
 چگونه باور کنم
خموش گریه لبریز از غم تو را
 
من تاجرم
 چه قیمتی بر اشکاههای تو گذارم
من عشق و صداقت تو را خریدارم
آه!! چه معامله سختی است
 
چگونه قیمت گذارم
 بر گونه هایت
که خیس از قطرات اشک توست
من تاجرم
ولی سست شد دلم
لرزید
 
من میترسم
چگونه باور کنم گریه هایت را
من ....
نمی توانم
 
آه، چه قیمتی بر چشمهای سرخت گذارم
من شکست خورده نگاهی هستم که تو
توئی که همه تجارت خانه عشق من هستی
 
آتش بغض های پر از غم تو
شعله بر انبار دلم زد
دلم می سوزد
 
من تاجرم
اما شکست خورده
 تنها نگاه توست
همانند آبی بر آتش
مرحمی بر زخم
مرا نجات میدهد
 
نجاتم بده
که من به نگاه
مهربان و پر ازصدق و عشق و صمیمی تو محتاجم !!
 
مرا نجات بده
که من دوستت میدارم
 
سلام به همه.از همتون ممنونم دوستان.از سارا جان دوست خوبم هم ممنونم که منو راهنمايی کرد.آخه دو دل بودم که قالب رو عوض کنم يا نه.حالا فقط يکم تغييرش ميدم.و امروز هم به حرف سارا گوش دادم و ساده تر نوشتم که همه بفهمند.پيروز باشيد.
  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ،۱۳۸٤

جاده و مقصد...

 
آنها دو نفر هستند و یکی اصرار دارد که پیاده شود 
در تاریکی شب بی مهتاب ، اطراف حتی سیاه تر از جاده ای است که ماشین دارد به سرعت آن را میبلعد.
آنکه اصرار بر ادامه سفر دارد، دلیل کافی ندارد که دیگری را به رفتن تا رسیدن به مقصد ترغیب کند.
و آنکه می خواهد پیاده شود، این طور استدلال می کند که وقتی فرق بین جاده و مقصد چندان مشخص نباشد، ادامه سفر خیلی هم عاقلانه نیست
یکی پیاده می شود و دیگری به تنهایی راه را ادامه می دهد
و حالا همانطور که از هم دورتر می شوند، فرق جاده و مقصد را بهتر می فهمند
هم آنکه مانده است و هم آنکه می رود ....
 
سلام به همه ی دوستای خوبم.من ميخوام قالبم رو عوض کنم.اگه کسی دوست داره تبادل لينک کنيم حتما خبرم کنه.ممنون ميشم.
  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ دی ،۱۳۸٤

همين کافيست برای با تو بودن...

بارها خواستم در وصفت چيزی بگويم

اما زبانم ياری نمی کرد

مهربانی که در تو ديدم و صداقتی که در چشمانت موج ميزند هيچ کجا سراغ ندارم

هيچ آيينه ای تو را آنگونه که هستی نشان نميدهد

فقط من ميدانم تو کيستی

و همين کافيست برای يک عمر با تو بودن

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ دی ،۱۳۸٤

قدر آيينه بدانيم چو هست....

تا که بوديم نبوديم کسی   کشت ما را غم بی همنفسی

تا که رفتيم همه يار شدند   خفته ايم و همه بيدار شدند

قدر آيينه بدانيم چو هست    نه در آن وقت که اقبال شکست

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٤

هی فلانی...

هی فلانی....

زندگی شايد همين باشد..

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٤

تو کيستی؟؟؟

تو کيستی که من اينگونه بی تاب توام

شب از هجوم خيالت نميبرد خوابم

تو چيستی که من از موج هر تبسم تو

بسان قايق سرگشته روی گردابم

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٤

منزلي در دوردست....

منزلي در دوردستي هست بي شك هر مسافر را
اينچنين دانسته بودم ، وين چنين دانم
ليك
اي ندانم چون و چند ! اي دور
تو بسا كاراسته باشي به آييني كه دلخواه ست
دانم اين كه بايدم سوي تو آمد ، ليك
كاش اين را نيز مي دانستم ، اي نشناخته منزل
كه از اين بيغوله تا آنجا كدامين راه
يا كدام است آن كه بيراه ست
 اي برايم ، نه برايم ساخته منزل
نيز مي دانستم اين را ، كاش
 كه به سوي تو چها مي بايدم آورد
 دانم اي دور عزيز !‌ اين نيك مي داني
 من پياده ي ناتوان تو دور و ديگر وقت بيگاه ست
 كاش مي دانستم اين را نيز
كه براي من تو در آنجا چها داري
 گاه كز شور و طرب خاطر شود سرشار
مي توانم ديد
از حريفان نازنيني كه تواند جام زد بر جام
تا از آن شادي به او سهمي توان بخشيد ؟
 شب كه مي آيد چراغي هست ؟
 من نمي گويم بهاران ، شاخه اي گل در يكي گلدان
 يا چو ابر اندهان باريد ، دل شد تيره و لبريز
 ز آشنايي غمگسار آنجا سراغي هست ؟

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٤

در آن لحظه...

در آن پر شور لحظه... 

دل من با چه اصراري ترا خواست،

و من ميدانم چرا خواست،

و مي دانم كه پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده

كه نامش عمر و دنياست ،

اگر باشي تو با من، خوب و جاويدان و زيباست

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ،۱۳۸٤

نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار

نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار

چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم

سلام دوستان.خدمت دوست عزيزم داريوش که کامنت گذاشته بود عرض کنم که من شعر و آکورد نخواستم عزيزم.من فقط ترانه ی خالی خواستم که روش آهنگ بذارم و اجرا کنم.اگه تو آرشيو رو ببينيد متوجه ميشيد که من خودم قبلا شعر و آکورد ميذاشتم.به هر حال ممنونم از همتون.پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٤

يک ترانه..

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد.... آزادی خود ماه است كه او را پايبند می كند

سلام دوستان خوبم.من يه چيزی احتياج دارم.به يک ترانه نياز دارم.دنبال يه ترانه ی زيبا ميگردم که روش آهنگ بذارم و بخونم.اگه کسی ترانه ای داره که تا حالا کسی نخونده لطف کنه با من تماس بگيره.ممنون

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸٤

من محبت جستجو کردم...

در آن شهري که مردانش عصا از کور مي دزدند....

 من از خوش باوري آنجــا محبت جستــجو کردم

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٤

چه تلخ است دور از تو بودن...

شبي پرسيدمش با بيقراري به غير از من كسي را دوست داري؟

 به چشمش اشك شد از شرم جاري ميان گريه هايش گفت آري...

 به خاطر تو زيستن و براي تو ماندن و به پاي تو سوختن....

و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن ،

 براي تو گريستن ، و به عشق تو و دنياي تو نرسيدن....

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٤

تا حالا شده؟

تا حالا شده عاشق باشی ولی دلت نخواد بدونی؟

تا حالا شده تمام شب گريه کنی ولی ندونی چرا؟

دلت بخواد تا صبح بيدار بمونی اما بدونی به جايی نميرسی؟ 

تا حالا شده رفتنشو تماشا کنی اما.... اما نخوای بره؟

بعد آروم تو دلت بگی * دوست دارم *اما نخوای بدونه؟

تا حالا شده خيلی دوستش داشته باشی ولی ازش آسون بگذری اما سخت..؟

وقتی ميره نگاش کنی ولی وقتی رفت....؟ تا حالا شده؟

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ آذر ،۱۳۸٤

کسی آمد که....

....کسی آمد که حرف عشق و با ما زد

دل ترسوی ما هم دل به دریا زد

به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی

چه دور ساحلش , از دور پیدا نیست

یه عمری راه و در قدرت ما نیست

باید پارو  نزد وا داد , باید دل رو  به دریا داد

خودش می بردت هرجا دلش خواست

به هرجا برد بدون ساحل همون جاست...

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ آذر ،۱۳۸٤

دلم هوای زندگی کرده....

دلم هوای خزان کرده است
دلم هوای کوچ پرنده های غریب
و پا به پای تمام نقوش بی زاری
دلم هوای پژمردن کرده ست
چه هوای قشنگی
دلم هوای بازی کرده ست
کجاست یار؟
کجاست باران؟
کوچه؟
تنهایی؟
دلم هوای زندگی کرده است

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ،۱۳۸٤

... گر تو آن گم کرده ام باشی....

....و گهگاهی دو خط شعری

که گويای همه چيز است و خود نا چيز....

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشي....

گم کرده ام باشی........

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٤

 

گفته بودم که اگر بوسه دهي توبه کنم
که دگر با تو از اين گونه خطاها نکنم
بوسه دادي و چو برخاست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه بي جا نکنم

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٤

آری آغاز دوست داشتن است...

آری آغاز دوست داشتن است...

گرچه پايان راه نا پيداست...

من به پايان دگر نينديشم...

که همين دوست داشتن زيباست...

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸٤

من هنوز پی چشمان تو ميجويم يار...

من در اين بستر تنهايی راز...

نقش رويايی رخسار تو ميجويم باز.....

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٤

مرا در خواب نديده ای؟...

من در تو ناتمام مانده ام که برای گذشت از تمام مرزهای وجودت باز خواب بودنت را دیده بودم....

 خواب دیده بودم هنوز پشت آن دیوار کاهگلی به بهانه بازیهای کودکانه از من پنهان می شدی...

 اما پس چرا سهم تو از مستی این دو استکان ترک خورده پیش من به یادگار است؟

 می دانم برای آنوقت مرا در خواب ندیده ای......

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٤

خدايا به همه بياموز که عشق...

خدايابه هر که دوست می داری بیاموز...

که عشق از زندگی کردن بهتر است.....

و به هر که دوست تر می داری بچشان....

که دوست داشتن از عشق برتر !....

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٤

انگار تا هيشه .....

انگار که تا همیشه باید......
در پی چشمهای تو ستاره های جاده را سوار کنم......
و چه طولانی است.....
این شبهای بی ستاره ی جاده.....
  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٤

يه يادگاری....

ميدونيد چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟

چون يک روزی يک دستی پيدا ميشه که اين فاصله رو پر کنه

يه يادگاری از طرف مرجان

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٤

خدا رو شکر

خداراشکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم این یعنی او زنده و سالم

در کنار من خوابیده است.

I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me

 

خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است.این یعنی او در خانه است

ودر خیابانها پرسه نمی زند.

I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street

خدا را شکر که مالیات می پردازم این یعنی شغل و در آمدی

دارم و بیکار نیستم.

I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed.

 

خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم. این یعنی در میان دوستانم

بوده ام.

I am thankful for the mess to clean after a party , because it means that I have been surrounded by friends.
 

خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند . این یعنی غذای کافی

برای خوردن دارم.

I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat.
 

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم.این یعنیتوان سخت کار کردن

را دارم.

I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard.

 

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم.این یعنیمن خانه ای

دارم.

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home.
 

خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم.این یعنی

هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.

I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation  

 

خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم. این یعنی من توانائی شنیدن

دارم.

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear.
 

خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم. این یعنی من لباس برای پوشیدن

دارم.

I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear.
  

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم. این یعنیمن هنوز زنده ام.

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive.

 

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم . این یعنیبیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم.

I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time.
 
 

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند. این یعنیعزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.

I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for

خداراشکر...خدارا شکر...خدارا شکر

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸٤

اگه تنهايی اينو بخون....

یه نفر یه جایی تمام رویاهاش لبخند توست

و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه

که زندگی خیلی با ارزشه

پس هر وقت که احساس تنهایی کردی

این حقیقت رو به خاطر داشته باش که...

یه نفر...

یه جایی...

در حال فکر کردن به توست

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٤

کاش مرا ميفهميدی....

کاش مرا می فهميدی

آن زمان که عاشقانه برايت غزل غزل گريه ميکردم.

گفتی محبت کن برو

گفتم خدا حافظ ولی....

رفتم که باورت بشه

دارم محبت ميکنم.

سخته يکی بهت بگه

ستاره شو بچينمت

يکم که بگذره بگه

ديگه نيا ببينمت.......

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٤

اگه کسی رو دوست داری اينو بخون.....

 از کسی که دوستش داری ساده دست نکش .......

 شاید هیچ کسی را مثل اون دوست نداشته باشی .......

 واز کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن ........

 چون شاید هیچ وقت ,هیچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه .......

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٤

 

سلام.

همه خوبيد؟بالاخره بعد از مدتها يکی اومد نظر داد.

عرض کنم خدمتت دوست عزيزم که سعی کن خودت آهنگ رو در بياری ولی با اين حال من ميذارم.

سبز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤

 

بابا يکی هم بياد اينجا پيغام بذاره

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٤

بازم دلم گرفته...

سلام به همه.

اين يه شعری هست برای خالی نبودن بلاگ ميذارم.

بای

بازم دلم گرفته (گريه ام اختياري نيست 2)

                                         آخه جز گريه منو كاري نيست

يه عمره از محبت بي نصيبم اي خدا

                                                                 من غريبم اي خدا  چرا جز غصه منو ياري نيست

اگه عشق همينه اگه زندگي اينه

                                                    نمي خوام چشمام دنيا رو ببينه(2)

از لبهاي سردم خنده گريزونه

                                               راز دل خستم هيچكي نميدونه

بازيچه شدن تا كي, دل رو رو زدن تا كي

                                 افسردگي تا كي(2)

اگه عشق همينه اگه زندگي اينه

                                                      نمي خوام چشمام دنيا رو ببينه(2)

دل به هر كي دادم بي وفائي ديدم

                                                            چه رنجهائي كه عمري از عشق كشيدم

اگه عشق همينه اگه زندگي اينه

                                                 نمي خوام چشمام دنيا رو ببينه

بازم دلم گرفته...

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٤

 

سلام.

ممنونم از دوست خوبم عرشيا که بهم کمک کرد.

از بقيه هم ممنونم

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٤

مرسی

سلام.مرسی از شما عزيزان که مياين و به من سر ميزنيد.

ما که مغزمون تراوشات زيادی نکرده.ولی برای همين هم ازتون ممنونم.

سبز باشيد.سبزو آفتابی

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٤

سلام

سلام دوستان.

ببخشيد که بلاگ رو به روز نکردم.من الان کيش هستم.برای کار اومرم.گروه موزيک هستم.نميدونم که چه وقتی ميشه آپلود کرد.به هر حال اگه کاری داشتين برام پيام بذارين.

سبز باشيد.سبز و آفتابی

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤

روزها....

سلام.

دوستان اين يه شعری هست که من احساس کردم بايد بذارم .امیدوارم که چشم انتظار هيچ کسی نباشيد.

 

روز اول پیش خود گفتم       دیگرش هرگز نخواهم دید

روز دوم باز میگفتم                لیک با اندوه و با تردید

روز سوم هم گذشت اما        بر سر پیمان خود بودم

ظلمت زندانی مرا می کشت    باز زندانبان خود بودم

روزها رفتند و من دیگر            خود نمیدانم کدامینم

آن من سرسخت مغرورم         یا من مغلوب دیرینم؟

بگذرم گر از سر پیمان     می کشد این غم دگر بارم

می نشینم شاید او آید         عاقبت روزی به دیدارم

                                            *** فروغ ***

سبز باشيد.سبزو آفتابی....

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٤

ديگه اينجورياس

سلام دوستان.واقعا شرمندم.

وقتی که يادداشت قبلی رو آپلود کردم ديدم که يک بار ديگه هم اونو آپلود کرده بودم.ببخشيد ديگه حواس پرتی که شاخ و دم نداره.به هرحال عذر ميخوام.راستی از دوست خوبم ميثم هم ممنونم که به من سر زد آخه خيلی وقت بود که ازش خبری نداشتم.راستی فردا مراسم ۴۰ دوستم هست.براش از خدا طلب بخشش بکنيد.گرچه اون خيلی پاک بود ولی طلب بخشش بکنيد.

ممنونم از همتون.

سربلند و پيروز باشيد.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٤

سفر

سلام.دوستان من امروز هم اومدم تا اگه بتونم يه حالی بهتون بدم.يه شعر از احمد شاملو.بريد حال کنيد.

سفر

*************************************

در قرمز غروب،

رسيدند

از كوره راه شرق، دو دختر، كنار من.

تابيده بود و تفته

مس گونه هاي شان

و رقص زهره كه در گود بي ته شب چشمشان بود

به ديار غرب

ره آوردشان بود.

و با من گفتند:

«ـ با ما بيا به غرب

 

من اما همچنان خواندم

و جوابي بدانان ندادم

و تمام شب را خواندم

تمام خالي تاريك شب را از سرودي گرم آكندم.

 

در ژاله بار صبح

رسيدند

از جادة شمال

دو دختر

كنار من.

لب هاي شان چو هستة شفتالو

وحشي و پر ترك بود

و ساق هاي شان

با مرمر معابد هندو

مي مانست

و با من گفتند:

«ـ با ما بيا به راه . . .»

 

وليكن من

لب فرو بستم ز آوازي كه مي پيچيدم از آفاق تا آفاق

و بر چشمان غوغاشان نهادم ثقل چشمان سكوتم را

و نيم روز را خاموش ماندم

به زير بارش پر شعلة خورشيد، نيمي از گذشت روز را خاموش ماندم.

 

در قلب نيمروز

از كوره راه غرب

رسيدند چند مرد . . .

خورشيد جست و جو

در چشم هاي شان متلالي بود

و فك شان، عبوس

با صخره هاي پرخزه مي مانست.

در ساكت بزرگ به من دوختند چشم.

برخاستم ز جاي، نهادم به راه پاي، و در راه دوردست سرودم شماره زد

با ضربه هاي پرتپشش

گام هاي مان را.

 

بر جاي ليك، خاطره ام گنگ

خاموش ايستاد

دنبال ما نگريست.

و چندان كه سايه مان و سرود من

در راه پرغبار نهان شد،

در خلوت عبوس شبانگاه

بر ماندگي و بي كسي خويشتن گريست.

****************************************

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٤

دارم از تو مينويسم.....

سلام.

بعد از عمری ما دوباره اومديم.ولی معلوم نيست که کی قراره بريم و راحت شيم.بهترين دوستم که رفت و راحت شد.نه ترسی نه هراسی نه درسی نه چيزای ديگه.داره اون بالا عشق ميکنه.با باباش دارن تو اون دنيا پيش حوری ها و خدا و بقيه حال ميکنن.خوب خوشا به حالشون.ما که بخيل نيستسم.خدا کنه که از اين هم بهتر بشه.حالا ما اينجا مونديم ببينيم که دوباره قراره چه گندی تو مملکت زده بشه.

راستی کدوماتون رفتين رای دادين؟ عجب!!! پس تو هم رای دادی؟ تو که رفتی رای دادی به چی فکر کردی که رفتی رای دادی؟ رو چه حسابی رفتی رای دادی؟ حتما تو هم مثل اينا که تو تلويزيون ميگن ميگی يه وظيفه ی شرعيه ما هم ايرانی هستيم. از اين حرفا .هان؟

اشکالی نداره بريد گند بزنيد به ايران.ايرانی که داريوش اون رو ساخت.ايرانی که آتش زرتشت نگهبان اون بوده.بريد اين آتشکده رو خراب کنيد.خوب بريد ديگه منتظر چی هستيد؟ ولی بدونيد با اين کاری که کردين ايران رو خراب کرديد.

خوشا به حال خودم که نه دوره ی اول نه دوره ی دوم رای دادم.اصلا تا حالا رای ندادم و نخواهم داد.

با اين که ايران رو خراب کرديد ولی به همتون ميگم که موفق و پيروز باشيد.

چون عيسی مسيح فرموده که دشمنانت را دوست داشته باش.

همه موفق و پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٤

سفر

سلام.

اين يه شعر از احمد شاملو

 

سفر

*************************************

در قرمز غروب،

رسيدند

از كوره راه شرق، دو دختر، كنار من.

تابيده بود و تفته

مس گونه هاي شان

و رقص زهره كه در گود بي ته شب چشمشان بود

به ديار غرب

ره آوردشان بود.

و با من گفتند:

«ـ با ما بيا به غرب

 

من اما همچنان خواندم

و جوابي بدانان ندادم

و تمام شب را خواندم

تمام خالي تاريك شب را از سرودي گرم آكندم.

 

در ژاله بار صبح

رسيدند

از جادة شمال

دو دختر

كنار من.

لب هاي شان چو هستة شفتالو

وحشي و پر ترك بود

و ساق هاي شان

با مرمر معابد هندو

مي مانست

و با من گفتند:

«ـ با ما بيا به راه . . .»

 

وليكن من

لب فرو بستم ز آوازي كه مي پيچيدم از آفاق تا آفاق

و بر چشمان غوغاشان نهادم ثقل چشمان سكوتم را

و نيم روز را خاموش ماندم

به زير بارش پر شعلة خورشيد، نيمي از گذشت روز را خاموش ماندم.

 

در قلب نيمروز

از كوره راه غرب

رسيدند چند مرد . . .

خورشيد جست و جو

در چشم هاي شان متلالي بود

و فك شان، عبوس

با صخره هاي پرخزه مي مانست.

در ساكت بزرگ به من دوختند چشم.

برخاستم ز جاي، نهادم به راه پاي، و در راه دوردست سرودم شماره زد

با ضربه هاي پرتپشش

گام هاي مان را.

 

بر جاي ليك، خاطره ام گنگ

خاموش ايستاد

دنبال ما نگريست.

و چندان كه سايه مان و سرود من

در راه پرغبار نهان شد،

در خلوت عبوس شبانگاه

بر ماندگي و بي كسي خويشتن گريست.

****************************************

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٤

به روی چشم

سلام.

خدمت دوست خوبم حميد جان عرض کنم که من اين لينک هارو چندی پيش درست کردم .حالا دوباره نگاه ميکنم ببينم مشکلش چيه.مرسی از اينکه بهم اطلاع دادی.اگه نتونستم درستش کنم آهنگ عزيز دلمی رو برات اينجا ميذارم.

سربلند و پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٤

رنج ديگر

سلام به همه ی دوستای خوبم.بالاخره بعد از چند ماه اومدم آپلود کنم.

يه شعر از احمد شاملو.اميدوارم خوشتون بياد.

فدای همتون.بای  

رنج ديگر 

خنجر اين بد، به قلب من نه زدي زخم

گر همه از خوب هيچ با دلتان بود،

دست نوازش به خون من نه شدي رنگ

ناخن تان گر نبود دشمني آلود.

 

ورنه چرا بوسه خون چكاندم از لب

ورنه چرا خنده اشك ريزدم از چشم

ورنه چرا پاكچشمه آب دهد زهر

ورنه چرا مهربوته غنچه دهد خشم؟

 

من چه بگويم به مردمان، چو بپرسند

قصة اين زخم ديرپاي پر از درد؟

لابد بايد كه هيچ گويم، ورنه

هرگز ديگر به عشق تن ندهد مرد!

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٤

برگ سبزی طحفه ی درويش

سلام.همه خوبيد.ببخشيد که چند وقته بلاگ رو ولش کردم .آخه اصلا حس ندارم بيام اينترنت.

ايشالا برنامه ها که حل شد ميام بهتون حال ميدم.

فداتون بشم.

به خدا می سپارمتون.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٤

سال نو مبارک

سلام.

دوستان اين اولين يادداشت من در سال ۸۴ هست.کامپيوتر من مدتی هست که مشکل پيدا کرده و وقت نميکنم درستش کنم به خاطر همين چند وقت هست که نتونستم بيام اپلود کنم.ايشالا درستش ميکنم و ميام.

برای همه سال خوبی رو آرزو ميکنم.بای

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ،۱۳۸٤

ها ها ها

سلام.بابا چرا کسی به ما سر نميزنه؟

عجب!!! ما تازه بلاگ رو درست کرديم.خيالی نيست .ما ادامه ميديم.

شادمهر عقيلي :  حديث مهربوني 4/4

***************************************************

F#m.......Bm....F#m............Bm

اونكه پشت شيشه    شبا سر ميزاره

Bm.........A...........F#m.....Bm

ميدونه پنجره            بين ما ديواره

F#m.........Bm........F#m.........Bm

از پشت شيشه ها    با رنج و بي زبوني

Bm..........A............F#m.....Bm

ميخونه با اشاره       حديث مهربوني

Bm.........G....................A........Bm

پشت اين پنجره هاي بسته نا مهربون

F#m......G........A.....Bm

 

برام از خوبي و از شادي بخون

G............................A..............Bm

صداي گريه هامون   نواي هر شب ماست

Bm.......G.....A.....F#m...........Bm

تو اين شب غريبه    صداي تو آشناست

G............................A..............Bm

تو اين كوير غربت    كسي به فكر ما نيست

Bm.......G.....A.....F#m...........Bm

به فكر آبي دور   به فكر دريا ها نيست

....Bm.............G.........A.........Bm

شب.... نبايد.... تو دلم.... خونه كنه....

Bm.........G..........A..............Bm

 

بگو آفتاب.... زلفاشو.....شونه كنه

 

********************************************

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸۳

سلام

سلام. همه خوبيد؟

دوستان شرمنده از اينكه بلاگ رو درست نكردم.آخه مسافرت بودم نشد. امروز اومدم درست كنم.يه بلاگي دارم اسمش گيتار شيشه اي هست.قالب اين بلاگ رو دوست عزيزم ابراهيم برام گذاشت.ميخوام اين قالب رو براي اين بلاگم هم بذارم.قشنگه .بدتون نمياد.

اين يه آهنگ هست از كورش يغمايي.تقديم به همهي شما عزيزان.

راستي اينجا جا داره كه از دوست خوبم دختر مهربون تشكر كنم به خاطر اينكه به من سر ميزنه و بهش بگم خيلي ممنونم و دوستت دارم چون به من روحيه ميدي ادامه بدم.

مرسي از همه.

سربلند و پيروز باشي

 

 

 

كورش يغمايي : شب يلدا 4/4

********************************

…………...G…………………Am

بلندي موي سياهت شب يلدا

……………..E………………………F

اشكاي تو به پاكي آب چشمه ها

…………..G…………………..Am

سپيدي سينه تو برف زمستون

Am………E………………………F

چشمهاي آبي تو مثل يه دريا

………….F………………………..G

من از شروع شب ، در انتظار تو

………….Am…………………….G

تو يار غير و من ، هميشه يار تو

……………………F……………………G

بيرون داره مياد ، شب از تو خونه ها

…………….Am…………………….G

تو خورشيد مني ، تو هم بيرون بيا

 

********************************

 

اين هم يه آهنگ ديگه.اين آهنگ هم خيلي قشنگه.

 

 

كورش يغمايي : شهر باران  4/4

*********************************

G………………………………………………..C

يك شب گرم و تب آلود آمدي از شهر باران

C………….…………F…..G…………………F

ناگهان از هر جوانه گل بر آمد چون بهاران

……..G……………………………………….C

اي تو از نسل بهاران اي اميد سبزه زاران

C……………..……………F..…………..G……………F

اي نگاهت پاك و معصوم چون سرودچشمه ساران

C…………………F..G……………………

اي نگاه تو هميشه مثل دريا بي كران

C……………………….F..G………………….

اي بلند گيسوانت خوشترين شعر شبانه

F..G……………………Am…G……………..Am

اي كه نامت بر زمانه گشته در خوبي فصانه

G…………………..F…..C…………………..

كرده اينك در دل من آتش عشق تو خانه

F…..G…….……..Am…G.……………….Am

اي كه نامت بر لب من معني خوب سرودن

C……G……..…………F…..…..C…………….

خوشترين ايام عمرم لحظه هاي با تو بودن

*************************************

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ بهمن ،۱۳۸۳

هايده

سلام.اين آهنگی هست از هايده.ببخشيد بايد برم.بای

 

 

 

 

هايده : چقدر سخته  8/6 persian

*******************************************

 

 

Dm….…….Cm…Eb……..….Gm..…….Dm

 (وقتي عاشق شوي راز دلت و گفته نتوني)2

Dm..Cm……..…….Eb……..………….Dm….…………Gm

(چقدر سخته خدايا چقدرسخت خدايا چقدر سخته خدايا)2

 

………………………….Dm

(روز نوروز بچيني گل سرخ

Dm  Cm……….…………….Eb

بر سر راه نگاهش فرش کني)2

Gm……………………………..

دلبرت بياد بپرسه کار کيست

Dm..Cm………………Eb…………………………Dm………………

(تو براش گفته نتوني   چقدر سخته خدايا   چقدر سخته خدايا)2

.................................

(دلبرت خنده کنه با ديگران

Dm…...Cm………………….Eb

تو بسوزي و براش گريه کني)2

 

Gm..…………………..Dm

دلبرت بياد بپرسه که چرا

Dm..Cm……………..Eb…………………Dm…………………..

(تو براش گفته نتوني چقدر سخته خدايا چقدر سخته خدايا)2

Dm...............................

(دلبرت سفر کنه تنها شوي

Dm…Cm…………………. Eb

مثل ماهي از آب جدا شوي)2

Gm…………………………….Dm

به بتي مجنون شوي تباه شوي

                           Dm..Cm…………..Eb…………………….Dm…………………….

(تو به کس گفته نتوني چقدر سخته خدايا چقدر سخته خدايا )2

*********************************************

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸۳

فال قهوه و پر پرواز

سلام.

همگی خوبيد؟ببخشيد که دير بلاگ رو آپلود ميکنم آخه دم امتحاناستو دارم درس ميخونم.اميدوارم که منو ببخشيد.فعلا اين ۲تا اهنگ رو داشته باشيد تا بعد :

 

پر پرواز : شادمهر  8/6

*************************************************

Am..G..........Dm........Am...G......Dm...Am

تو حضور مبهم پنجره ها , روبرومون ديواراي آجريه

Am...............G............................F.......Dm...Am

خورشيد روشن فردا مال تو , سهم من شباي خاكستريه

Am........G.............Dm........Am...G.........Dm......Am

توي اين دلواپسي هاي مدام , جز ترانه هاي زخمي چي دارم

Am.....F...........G......................F...........Dm...Am

وقتي حتي تو برام غريبه اي, سر رو شونه هاي بارون ميزارم

Am.....F.................................G......Dm......Am

اسم تو براي من مقدسه , تا نفس تو سينه پر پر ميزنه

Am.....F...........G.............F...............Dm..Am

باورم كن كه فقط باور تو , ميتونه قفل قفس رو بشكنه

Am.....F........Dm.........Am.....G......Dm..Am

منمو يه آسمون بي دريغ , منمو يه كوره راه نا گزير

Am...G.....F....G.......................F.....Dm..Am

اي ستاره شباي مشرقي , پره پرواز منو از من نگير

 

*********************************************************

 

شادمهر عقيلي : فال قهوه 4/4

******************************************

Am7.........................................Em

پي اسم تو ميگشتم ته يك فنجون خالي

Em............................................

دنبال يه طرح تازه يه تبسم خيالي

Am7..........................................Em

فنجوناي لب پريده قهوه هاي نيمه خورده

Em..........................................

منو عشقي كه واسه هميشه مرده

Em....................B7

دل به عشق تو سپرده

........Am7....................................Em

فال تو رنگ فريب و گريه هاي عاشقونست

Em........................B7......

فال من طنين آخرين ترانست

.....Am7.............................Em

رنگ قهوه ای چشمات رنگ خوابه

Em......................B7.........

که تا شهر بی نهايت منو برده

B7................Am7

اونجا که آخر عشقه

Em......................

اونجا که مرز سرابه

****************************************

 

سربلند و پيروز باشيد

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ دی ،۱۳۸۳

 

سلام دوستان. ممنونم از دوستاي عزيزي كه به ما سر ميزنن و نظر ميذارن.

آهنگ ديگه اي از گروه آريان براتون آماده كردم وگذاشتم.آهنگيست بسيار قشنگ.  به طور كل همه ي آهنگ هاي آريان قشنگه.

اميدوارم خوشتون بياد.

 

آريان :     نا مهربون     4/4

************************************

                                                E              C     G          Am

چرا پيشم نموندي غم تو دلم نشوندي

 

                                                E             C              G     Am

با رفتنت هستيمو به نابودي كشوندي

 

                                                E              C       G      Am

تو باور دل تو جدايي جايي نداشت

 

                                             E                 C             G       Am

چي شد دل عاشقت رو قلب من پا گذاشت

 

                                                 F                            G         Am

رفتي تو اي نا مهربون نذاشتي حتي يك نشون

 

                                                       E          G7        C

از عاشقي از عشقمون

 

                                         F                                         G          Am

بي تو زدم سر به جنون راستي كه عشق تو اين زمون

 

   E        G7         C

نيست تو دل پير و جوون

 

                                            E          C            G            Am

رفتي تو بي بهونه به رسم اين زمونه

 

 E            C         G         Am

قصه هنوز همونه گريه هاي شبونه

 

 

( E – C – G – Am )2

 

                                            E          C            G             Am

ميگفتي بي تو شبهام ستاره اي نداره

 

                                           E      C                      G         Am

خنده هاي تو واسه ي من شادي مياره

 

                                                  E           C        G          Am

ولي وفا نداشتي مهر و صفا نداشتي

 

                                                 E        C           G           Am

با يك بغل خاطره منو تنها گذاشتي

 

                                                  F                           G          Am

رفتي تو اي نا مهربون نذاشتي حتي يك نشون

 

                                                       E          G7        C

از عاشقي از عشقمون

 

                                         F                                          G         Am

بي تو زدم سر به جنون راستي كه عشق تو اين زمون

 

                                                       E         G7         C

نيست تو دل پير و جوون

 

                                                E         C         G               Am

با اين كه دل شكستم منتظرت نشستم

 

                                               E               C           G       Am

بيا كه من بجز تو دل به كسي نبستم

 

**************************************

 

موفق و پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۳

 

سلام دوستان.همه خوبيد؟

ای کاش منم خوب بودم.دوستان عذر ميخوام که بلاگم همينجوری مونده.اگه خدا بخواد از ۱ماه ديگه شروع ميکنم به درست کردنش.

سزبلند و پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ آذر ،۱۳۸۳

درود بر همه

درود بر همگي.اميدوارم كه همگي خوب باشيد و بهتون خوش بگذره.

امروز اومدم بگم كه از بابت قالب بلاگ عذر مي خوام.راستش قرار بود كه ميثم درستش كنه و حجمش رو پايين بياره.اين كار رو كرده ولي ميبينيد كه قالب خراب شده و فقط حجمش پايين اومده.ولي نگران نباشيد ، درستش كنم.تو همين چند روزه درست ميشه.

براي امروز يه آهنگ از خواننده ي مورد علاقه ي دوست عزيزم ابراهيم مولايي گذاشتم. آهنگ شام مهتاب از داريوش كه ميدونم همه اين آهنگ رو دوست دارن.حتي اونايي كه از داريوش خوششون نمياد.در ضمن از دوست خوبم ميثم هم تشكر ميكنم كه براي قالب بلاگ من زحمت كشيد.

سربلند و پيروز باشيد.

 

 

داريوش : شام مهتاب 8/6

*************************************

....Bb…...………..C…………..Dm

تو اون شام مهتاب كنارم نشستي

………...Dm…….…..A……………….

عجب شاخه گلواربه پايم شكستي

...Bb…...………..C..……..Dm

قلم زد نگاهت به نقش آفريني

…...Dm…….…..A……………….

كه صورتگري را نبود اين چنيني

......Bb..….……..C………..Dm

پري زاده عشقو مهاسا كشيدي

…...Dm…….…..A……………….

خدا رو به شور تماشا كشيدي

Gm………Dm…..……A7……………..

تو دونسته بودي چه خوش باورم من

Gm……Dm…….Gm….…Dm……….

شكفتي و گفتي از عشق پرپرم من

…..Eb………..Gm….……..……Eb.…..

تا گفتم كه هستي تو گفتي يه بيتاب

…..Eb…….Gm..….Eb…….Gm…..

تا گفتم دلت كو تو گفتي كه درياب

……..Gm…..F.…...Dm……..Gm.…...

قسم خوردي بر ماه كه عاشق تريني

……D7.…..Dm……Gm……..Dm..

تو يك جمع عاشق تو صادق تريني

..Gm……..Eb……..Gm……Eb…….

همون لحظه ابري رخ ماه رو آشفت

Gm.…..Eb…...Gm…..Eb…………....

به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت

….…Bb..…………C.…..Dm………….

گذشت روزگاري از اون لحظه ي ناب

………Dm………….A……………..

كه معراج دل بود به درگاه مهتاب

…………….C…………………………………

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم

………….Bb……………………………..

تو هر شام مهتاب به يادت شكستم

..C………..…..Dm………………….

تو از اين شكستن خبر داري يا نه

………...Bb…………………………….

هنوز شور عشقو به سر داري يا نه

...Bb….……..C….……Dm……….

هنوزم تو شبهات اگه ماه و داري

……………Dm……….A…………..

من اون ماه و دادم به تو يادگاري

**************************************

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۳

وصيت نامه ی داريوش

سلام دوستان.همگی خوبيد؟ اين وصيت نامه ی داريوش بزرگ پادشاه ايران است مه قبلن بهتون گفته بودم.اميدوارم از اين استفاده کنيد.

پيروز باشيد.

 

اينك كه من از دنيا ميروم بيست و پنج كشور جزو امپراتوري ايران است و در تمام آن كشور ها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن كشورها نيز داراي احترام ميباشند.

جانشين من خشايار بايد مثل من در حفظ اين كشورها بكوشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آنها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.اكنون كه من از اين جهان ميروم تو دوازده كرور در يك زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو ميباشد.زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست.پيوسته به خاطر داشته باش كه تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينكه از آن بكاهي.من نميگويم كه در مواقع ضروري از اين ذخيره استفاده نكن زيرا قاعده  اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضروري از آن برداشت كنند اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان.

مادرت آتوسا(دختر كورش)بر من حق دارد و پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.ده سال است كه من مشقول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف كشور هستم. من روش ساختن اين انبار ها را كه با سنگ ساخته ميشوند و به شكل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تهيه ميشود حشرات در آن به وجود نمي آيند و غله در اين آنبارها چيد سال مي ماند و بدون اينكه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساخت انبارهاي غله ادامه بدهي تا اينكه همواره آذوقه ي دو يا سه سال كشرو در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينكه غله جديد به دست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسر خواروبار استفاده كن و غله جديد را بعد از اينكه بوجاري شد به انبار منتقل بنما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوقه ي اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سالي پياپي خشكسالي شود.

هرگز دوستان و نديمان خود را براي كارهاي مهم مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن كافي است چون اگر دوستان و نديمان خود را با كارهاي مملكتي بگماري و آنها به مردم ظلم كنند و استفاده ي نا مشروع  نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري كه رعايت دوستي را بنمايي.

كانالي كه من ميخواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام كردن اين كانال(كانال سوئز)از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن را به اتمام برساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند ار آن عبور نكنند.اكنون من قشوني به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو ايران،نظم ايران،نظم و امنيت را برقرار كند،ولي فرصت نكردم كه قشوني به يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني و با يك ارتش نيرومند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايعرا تنبيه نمايد.توصيه من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده،چون هر دوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو و ملتمق را از خود دور نما.هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نكن و براي اينكه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند براي ماليات،قانوني وضع كردم كه تماي عمال ديوان را با مردم خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ كني عمال حكومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت.

افسران و سربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بد رفتاري نكن.اگر با آنها بد رفتاري كني آنها نميتوانند معامله ي متقابل كنند ،اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد،ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اين طور خواهد بود كه دست روي دست ميگذارند و تسليم ميشوند تا اينكه وسيله ي شكست خوردن تو را فراهم نمايند.

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر قدر كه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري ميتواني سلطنت كني.

بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم ،بدن مرا بشوي و آنگاه كفني را كه خودم فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار،اما قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هر زمان كه ميتواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرادر آنجا ببيني و بفهمي كه من پدر و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت ميكردم. مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد،خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد يا يك خاركن و هيچ در اين جهان باقي نمي ماند و اگر تو هر زمان كه فرصت مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني ،غرور خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد .اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي ،بگو كه قبر مرا مسدود نمايند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اينكه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند.

زنهار،زنهار،هرگز مدعي و هم قاضي نشو و اگر از كسي ادعا داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد برسي قرار بدهد و راي صادر نمايد،زيرا هر كسي كه مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست بر ندار زيرا اگر از آباد كردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت،زيرا قاعده اين است وقتي كشور آباد نميشود به طرف ويراني ميرود و در آباد كردن،حفر قناتو احداث جاده و شهر سازي را در درجه ي اول قرار بده.

بخشش و سخاوت را فراموش نكن و بدان كه بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان بخشش است و سخاوت،ولي بخشش فقط بايد موقعي قرار بگيرد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطا كرده باشي و تو خطا را ببخشي ،ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي.

بيش از اين چيزي نميگويم و اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو در اين حاضر مستند كردم تا اينكه بدانند قبل از مرگ،من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميكنم كه مرگم نزديك شده است.

   

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸۳

 

سلام دوستان.همه خوبيد؟شرمنده از اينکه نتونستم بلاگ رو آپلود کنم.آخه دارم قالب رو درست ميکنم ولی با مشکل رو به رو شدم.فردا حتما ميام.

پيروز باشيد.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸۳

دوستم داشته باش

سلام دوستان.اين هم يك متن قشنگ كه تقديم ميكنم به همه ي شما عزيزان.اين رو به خاطر بسپاريد.خيلي جاها به دردتون مي خوره.

قربان همه ي شما دوستان عزيز خودم.

سربلند و پيروز باشيد. * سپنتا *

دوستم داشته باش ، باد ها دلتنگند ، دستها بيهوده ،چشمها بي رنگند

دوستم داشته باش ، شهرها ميلرزند ،برگها مي سوزند ،يادها مي گندند

باز شو تا پرواز ، سبز باش ار آواز ،آشتي كن با رنگ ،عشق بازي با ساز

دوستم داشته باش ، سيب ها خشكيده ، ياسها پوسيده ،شير هم ترسيده

دوستم داشته باش ،عطر ها در راهند ،دوستت دارم ها آه چه كوتاهند

دوستت خواهم داشت ، بيشتر از باران ،گرم تر از لبخند ،داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد ،ناب تر روشن تر ،بارور خواهم شد

دوستم داشته باش ، برگ را باور كن ،آفتابي تر شو ،باغ را از بر كن

دوستم داشته باش ،عطر ها در راهند ، دوستت دارم ها آه چه كوتاهند

خواب ديدم در خواب ،آب آبي تر بود ،روز پُر شوز نبود ،زخم شرم آور بود

خواب ديدم در تو ،رود از تب مي سوخت ،نور گيسو مي بافت،باغچه گل ميدوخت

دوستم داشته باش ،عطر ها در راهند ، دوستت دارم ها آه چه كوتاهند

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آبان ،۱۳۸۳

من دوباره اومدم

 

سرود يَتا اَهو

همانگونه كه سردار دنيا «اَهو» توانا و نيرومند است،به همان اندازه سردار دين «رَتو» نيز به مناسبت پاكي و اشوئي خويش نيرومند مي باشد.

موهبت انديشه نيك«وهومن»نصيب كسي است كه برابر خواسته ي مزدا رفتار كند. سلطنت اهورايي ويژه ي كسي است كه درويشان و بينوايان را دستگيري كند.

 

به نام خدا

سلام دوستان.همگي خوبيد؟دلم براتون تنگ شده بود.امروز بعد از مدتها تونستم بيام .خيلي خوشحالم.شما هم اگه جاي من بودين خوشحال مي شدين.

خلاصه بعد از مدتها اومدم تو اينترنت.اومدم پيش دوستام. اومدم بهشون بگم سلام ما دورباره اومديم. دوباره اومدم به بلاگم برسم. دوباره اومدم حرف هاي قشنگ دختر مهربون رو بشنوم. دوباره اومدم كه شعراي قشنگ آقا رضا رو بخونم . دوباره اومدم به بلاگ دوست عزيزم ابراهيم سر بزنم .دوباره اومدم كه تو بلاگم آهنگ بذارم. دوباره اومدم كه چرت و پرت بنويسم .دوباره و دوباره و دوباره و .... .دوباره ها ادامه داره.اگه بخوام همشو بگم خيلي زياد ميشه.

قالب وبلاگم رو دارم دوباره درست ميكنم. اينبار به كمك دوست خوبم ميثم اينكار رو كردم. يعني بيشتر كارهارو ميثم كرد.ازش خيلي ممنونم.خلاصه اگر جايي اشكالي ديديد بهم بگيد.مرسي از همتون. همتون رو دوست دارم.

راستي داشت يادم ميرفت.مطلب بعدي خيلي مهمه.بهتون پيشنهاد ميكنم بياين بخونيد.خيلي بدرد مي خوره.وصيت نامه ي داريوش بزرگ هخامنشي.حتمن بياين بخونيد.خيلي چيزا ميفهميد.

سربلند و پيروز باشيد(هنوز يادم نرفته)

 

شهيار قنبري 4/4

******************************************

Am..Bb..C………..Am….Bb…………..Dm………..Am

لا لا لا لا لا لا لا لا ها لا لا لا لا ها لالالا لا

Am……….Bb…..Dm…………….Am

تو اي ناياب اي ناب مرا درياب درياب

Am………….Bb…….C……………..Am

منم بي نام بي بام مرا درياب تا خواب

Am…………Bb…….Dm…………Am

مرا درياب مستانه مرا درياب تا خانه

Am………..Bb………C…………………Am

مراقب باش تا بوسه مرا درياب بر شانه

Am..Bb..C………..Am….Bb…………..Dm………..Am

لا لا لا لا لا لا لا لا ها لا لا لا لا ها لالالا لا

Am…………Dm…….Am………….Dm

مرا درياب من خوبم هنوزم آب ميكوبم

………..Am……… Bb………………….C

هنوزم شعر ميريسم هنوزم باد ميروبم

Dm……………….Am…………Dm….

مرا درياب در سرما مرا درياب تا فردا

Am………Bb…….Am……………….

مرا درياب تا رفتن مرا درياب تا اينجا

Dm……………Am………….Dm

مرا درياب تا باور مرا درياب تا آخر

Am………Bb…….Am……………..

مرا درياب تا پارو مرا درياب تا بندر

***************************************

 

اين هم يك آهنگ از فرامرز اصلاني .اميدوارم خوشتون بياد و فكر ميكنم كه همه اين آهنگ رو گوش داده باشند.پيروز باشيد.

 

 

فرامرز اصلاني 4/4

****************************************

…………G………………………………………………Am

آه اگر روزي نگاه تو مونس چشمان من باشد

………..E…………….………F…………………………..

قلعه ي سنگين تنهايي چهار ديوارش زهم پاشد

…….E…………………………………………………Am

آه اگر دستان خوب تو حامي دستان من باشد

………..E…………….………F…………………………..

قلعه ي سنگين تنهايي چهار ديوارش زهم پاشد

….……G……………………………………………Am

قلعه ي تنهايي مارا ديو در بندان خود كرده

………..E…………………………...….………F……………..

خون چكد از ناخن اين ديوار جان به لبهاي من آورده

……..……G…………………………………………Am

آه اگر روزي صداي تو گوشه ي آواز من باشد

………..E…………….………F…………………………..

قلعه ي سنگين تنهايي چهار ديوارش زهم پاشد

………G……..…………………………………………Am

آه اگر ديروز برگردد لحظه اي امروز من باشد

………..E…………….………F…………………………..

قلعه ي سنگين تنهايي چهار ديوارش زهم پاشد

….……G……………………………………………Am

قلعه ي تنهايي مارا ديو در بندان خود كرده

……..E…………………………...….………F……………..

خون چكد از ناخن اين ديوار جان به لبهاي من آورده

***********************************************

پيروز باشيد.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آبان ،۱۳۸۳

در اولين فرصت

سلام.دوستان عزيز من تا ۱ ماه ديگه شايد هم بيشتر نميتونم بيام آپلود کنم.۲ روز ديگه وقت عمل دارم.در اولين فرصت ميام.همگی سربلند و پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸۳

ميام

سلام دوستان.من چند وقته نتونستم بيام آپلود کنم.ببخشيد.تا چند روز ديگه حتمن ميام.پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸۳

شادمهر

 

سلام به همه ي دوستاي عزيز.شرمنده كه من چند روز نبودم.امروز براتون 2 تا آهنگ از شادمهر دارم.پيروز باشيد 

slow rock 6/8  شادمهر عقيلي :  علامت سوال

**************************************************

G# F# E - E F# F# (x2) :Intro
G#m F# E F# G#m (x2) and

E ............................ F# ........ G#m
يه پنجره با يه قفس يه حنجره بی هم نفس
G#m F# B .................... F#...............
سهم من از بودن تو يه خاطرست همينو بس
E ........................ F#................
تو اين مثلث غريب ستاره ها رو خط زدم
G#m.F#.B ............. F#..................
دارم به آخر ميرسم از اونور شب اومدم

G#m F# E G#m - G#m F# E G#m (2) :solo

E . B ........... F# C#m ........... G#m
يه شب که مثل مرثيه خيمه زده رو باورم
G#m F# B ........ F# ........................ E
ميخوام تو اين سکوت تلخ صداتو از ياد ببرم
E . B .............. F# C#m ....... G#m
بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم
G#m F# B ............... F# ............... E
بايد که از اينجا برم فرصت موندن ندارم
[down stroke]
G#m . F# ........ E...... G#m F#.G#m
داغ ترانه تو نگام ---- شوق رسيدن تو تنم
[down stroke]
G#m F# .. E.........G#m F# .... G#m
تو حجم سرد اين قفس ---- منتظر پر زدنم
E ................ F# ....... G#m
من از تبار غربتم از آرزوهای مهال
G#m F# .. B ........... F# ............... E
قصه ما تموم شده با يه علامت سوال

**********************************************

 

 

شادمهر عقيلي : فال قهوه 4/4

******************************************

Am7.........................................Em

پي اسم تو ميگشتم ته يك فنجون خالي

Em............................................

دنبال يه طرح تازه يه تبسم خيالي

Am7..........................................Em

فنجوناي لب پريده قهوه هاي نيمه خورده

Em..........................................

منو عشقي كه واسه هميشه مرده

Em....................B7

دل به عشق تو سپرده

........Am7....................................Em

فال تو رنگ فريب و گريه هاي عاشقونست

Em........................B7......

فال من طنين آخرين ترانست

.....Am7.............................Em

رنگ قهوه ای چشمات رنگ خوابه

Em......................B7.........

که تا شهر بی نهايت منو برده

B7................Am7

اونجا که آخر عشقه

Em......................

اونجا که مرز سرابه

****************************************

 

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸۳

ايران

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۳

داريوش

سلام به همه ي دوستاي خوبم.اميدوارم همگي خوب باشيد.من بعد از چند روز اومدم تا يه آهنگ توپ تو بلاگم بذارم . من تا حالا از داريوش هيچ آهنگي تو بلاگم نذاشتم ولي امروز ميخوام بذارم.به خاطر اينكه سايت دوست خوبم ابي جون راه افتاده.آخه سايتش در مورد داريوشه .البته تقريبا" يك هفته ميشه كه سايتش راه افتاده ولي خوب من به خاطر مشكلات زياد نتونستم زود بيام آپلود كنم.ولي حالا اومدم و كلي بهش تبريك ميگم و براش آرزوي موفقيت ميكنم.آدرس سايت ابي اين هست : www.ebi-dariush.gq.nu

راستی يكی از دوستانم به نام علی رضا اولين سايت بيزينس ايران رو راه اندازی كرده.البته مدت زيادی هست كه راه اندازی شده .اين آدرس سايت هست : www.javannet.biz

اين هم آهنگ چشم من از داريوش.البته اين آكورد هاي سادشه.تو گام لا مينوره.از دوستم گرفتم ولي گام قشنگ ترشو دارم.گام سي مينور اگه خواستيد بگيد براتون بذارم.اون مال خودمه.به نظر من قشنگتره ولي خوب يه كم براي مبتدي ها مشكله.البته خيلي خيلي كم.به هر حال براي همه آرزوي سربلندي دارم.

سربلند و پيروز باشيد.

 

داريوش : چشم من6/8 broken

********************************

Dm……………………….Am..

چشم من بيا منو ياري بكن

E……….C…………………………..G..

گونه هام خشكيده شد كاري بكن

Dm…………………………….Am...

غير گريه مگه كاري مي شه كرد

E……….C……………G

كاري از ما نمياد ياري بكن

…….Am………………..G……….F

اونكه رفته ديگه هيچ وقت نمياد

Am………G………Dm.............

تا قيامت دل من گريه مي خواد

Dm………………Am.............

هر چي دريا رو زمين داره خدا

E…….C…………G

با تموم ابراي آسمونا

Dm………………………….Am............

كاشكي مي داد همه رو به چشم من

E……C…………………….G

تا چشام به حال من گريه كنن

………Am……………….G………F

اونكه رفته ديگه هيچ وقت نمياد

Am………G………Dm.............

تا قيامت دل من گريه مي خواد

…………………Dm……..Am

قصه گذشته هاي خوب من

Am…….C…………………….G..

خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن

Dm……….Am................

حالا بايد سر رو زانوم بذارم

Am…….C……………...G

تا قيامت اشك حسرت ببارم

Am…..G……………D……..Am

دل هيچكي مثل من غم نداره

C………G………………Dm.

مثل من غربت و ماتم نداره

…….Am………………….G

حالا كه گريه دواي دردمه

…...Am………….G………...F

چرا چشمام اشكاشو كم مياره

Dm……………….Am..........

خورشيد روشن مارو دزديدن

E…….C……………………….G

زير اون ابراي سنگين كشيدن

Dm……………………Am....

همه جا رنگ سياهه ماتمه

…E……C……………………..G

فرصت موندنمون خيلي كمه

Am……G………………D……….Am

سرنوشت چشاش كوره نمي بينه

C……………G………...Dm........

زخم خنجرش مي مونه تو سينه

Am……..G…..Dm...............

لب بسته سينه غرق به خون

 

……….Am…G…Dm

قصه موندن آدم همينه

**************************

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸۳

شهياد

سلام دوستان.شرمنده من چند روزی نميتونم بلاگ رو آپلود کنم.اين آهنگ رو يکی از دوستانم به نام آقا محسن درخواست کرده بود که  براش در آوردم.اميدوارم تونسته باشم يه کار کوچيکی براش کرده باشم.پيروز باشيد.

 

شهياد : من بيشتر 4/4

***********************************

G                 Am                        

باز اين صداي خسته ميخواد واست بخونه

C                  Am                  

ميخواد واست بخونه يه شعر عاشقونه

                              G                       F

تويي كه ميپرستم تا وقتي زنده هستم

                              C                  Am                   

به پاي عهد و پيبمان تا جون دارم نشستم

                                    G                 F                     

عزيز جونم تويي اميد خونم تويي

                              C                      Am             

دليل اينكه ميخوام عاشق بمونم تويي

                            Am

دوسم داري من بيشتر خاطر خوامي من بيشتر

                         F                                   

تو جون سپردن به عشق خودت بگو كي بيشتر

                                                   Am

من بيشتر

                              Em                        Am

قلب تو پاك و سادست به وسعت يه دريا

                                    F                    G

اگه گذشت امروز توباش به فكر فردا

                                  F                           Em

راهي شعر چشمات ديوونه ي نگاتم

                                  F                       G

من عاشق اون همه دوست دارم گفتناتم

                                                Am

دوسم داري....

                          ***********************************

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸۳

ديدار واپسين

سلام دوستان .همه خوبيد؟

ببخشيد که من بلاگ رو آپلود نکردم.آخه يه مشکلی داشتم.گردنم ۲روزه که گرفته و من مجبورم سرم رو کج نگه دارم.به خاطر همين نميتونم خوب تایپ کنم.

هه هه هه!خنده داره؟ولی اشکال نداره بخنديد ما خوشحال ميشيم دوستان بخندند.

راستی بلاگ ديگرم راه افتاد.گيتار شيشه اي.ديگه ميخوام آكودهامو تو اونجا بذارم و تو اينجا فقط شعر و ... بذارم.چه طوره؟البته اينم بگم كه تمام زحمات گيتار شيشه ای رو دوست عزيزم ابی جان كشيدند.قالب رو ايشون برام درست كردند.كارش خيلی درسته.ما كوچيكش هم هستيم.حتما جبران ميكنم.

برای امروز يه شعر از شاملو گذاشتم.

سربلند و پيروز باشيد. 

ديدار واپسين

**********************************

باران كند، ز لوح زمين، نقش اشك، پاك

آواز در، به نعرة توفان. شود هلاك

بيهوده مي فشاني اشك اين چنين به خاك

بيهوده مي زني به در، انگشت دردناك.

 

دانم كه آنچه خواهي ازين بازگشت، چيست:

اين در به صبر كوفتن، از درد بي كسي است.

دانم كه اشك گرم تو ديگر دروغ نيست:

چون مرهمي، صداي تو، با درد من يكي است.

 

افسوس بر تو باد و به من باد! از آنكه، درد

بيمار و درد او را، با هم هلاك كرد.

اي بي مريض دارو! زان زخمخورده مرد

يك لكه دود مانده و يك پاره سنگ سرد!

*************************************

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸۳

حس عاشقی

درود دوستان.اميدوارم همگي خوب باشيد.

يكي از دوستان به نام آقا ميثم لطف كردند و آدرس سايت مرحوم شاملو رو براي من توكامنت ها نوستن.من به هر دو سايت سر زدم و ديدم كه شعر ها رو من از www.shamloo.com گرفتم.سايت ديگرش هم www.shmlu.org  هست كه اگه دوست داشته باشيد ميتونيد سري به اونجا بزنيد.

و اما حالا ....

به قول دختر مهربون من بلد نيستم مثل تو شعراي قشنگ بنويسم،بلد نيستم مثل تو حرفاي قشنگ بزنم،.... ولي تا دلت بخواد بلدم برات آهنگ بذارم،آكورد بنويسم،گيتار بزنم.

حالا يه سر به دفتر شعرم ميزنم و آهنگ حس عاشقي سياوش رو ميارم و براي شما مينويسم.

سربلند و پيروز باشيد.

 

 

 

سياوش قميشي: حس عاشقي  4/2

*******************************************

                          …………………….Dm……………………….Am

من همون جزيره بودم ، خاكي صميمي و گرم

Am………………….C……….…………………G

واسه عشق بازي موجا ، قامتم يه بستر نرم

                         Dm…………………Am..............................

يه عزيز دردونه بودم ، پيش چشم خيس موجا

 

Am……………C………………………….G

يه نگين سبز خالص ، روي انگشتر دريا

 

F………………………………………………….Am

تا كه يك روز تو رسيدي ، روي قلبم پا گذاشتی

 

                          ..............................Am…………………….G

غصه هاي عاشقي رو ، تو وجودم جا گذاشتي

 

                              ................................................G                               

زير رگبار نگاهت ، دلم انگار زير و رو شد

 

Am….….G…….…..F………….……………..

براي داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد

 

G………………………………………………….

تا نفس كشيدي انگار ، نفسم بريد تو سينه

 

Am………...G………..….F……………………..

ابر و باد و دريا گفتن ، حس عاشقي همينه

 

                           G……………….……Am.............................

اومدي تو سر نوشتم ، بي بهونه پاگذاشتي

 

……………………E……………………….F

اما تا قايقي اومد ، از من و دلم گذشتي

 

C.....….G……….…….Dm…….Am…………….

رفتي با قايق عشقت ، سوي روشني فردا

 

Am……..G……………....Dm…..……………………

من و دل اما نشستيم ، چشم به راهت لب دريا

 

F…………………………………………………..Am

ديگه رو خاك وجودم ، نه گلي هست نه درختي

 

Am………………………G……………………………

لحظه هاي بي تو بودن ، مي گذره اما به سختي

 

G………………………………………………….

دل تنها و غريبم ، داره اين گوشه مي ميره

 

Am……..G……………….F…………………………

ولي حتي وقت مردن ، باز سراغت رو مي گيره

 

G………………………………………………………….

مي رسه روزي كه ديگه ، قعر دريا مي شه خونم

 

Am………..………...G………..…….…..F…….……

اما تو درياي عشقت ، باز يه گوشه اي مي مونم

 

*******************************************

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۳:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ تیر ،۱۳۸۳

شعر از مرحوم شاملو

درود دوستان.

ديگه دارم كم كم همه ي مطالب بلاگ رو عوض ميكنم.خيلي يكنواخت شده بود.از امروز يه كار جديد ديگه ميخوام بكنم. فكر ميكنم اينجوري بهتر باشه.ديگه از آكورد گذاشتن خسته شدم.ولي حالا يه تغيير اساسي ميدم. از امروز بجز آكورد و ملودي ميخوام يه سري از شعر هاي مرحوم احمد شاملو رو بذارم.گاهي آكورد،گاهي ملودي و گاهي شعر.اينجوري از يكنواختي در مياد.

همتون مرحوم احمد شاملو رو مي شناسيد. شعرهاشو شنيدين.ميدونيد كه يكي از بهترين شاعران و ترانه سرايان معاصر بوده.مرحوم شاملو شعر و ترانه هاي بسيار زيادي سروده اند. من گزيده اي از اشعار اين شاعر عزيز را دارم.از بلاگ يكي از دوستان پرشين بلاگ گرفته بودم. تيتر اين بلاگ احمد شاملو هست ولي URL اون رو ندارم. وقتي پيدا كردم حتما" بهتون ميگم.اگر كسي آدرس URL اين دوستمون و داره لطف كنه بگه تا من بذارم تا همه استفاده كنند و زحمات اين دوستمون از بين نره.

سربلند و پيروز باشيد.

 

از زخم قلب «آبائي»

*********************************

دختران دشت!

دختران انتظار!

دختران اميد تنگ

در دشت بي كران،

و آرزوهاي بيكران

در خلق هاي تنگ!

دختران خيال آلاچيق نو

در آلاچيق هائي كه صد سال! ـ

از زره جامه تان اگر بشكوفيد

باد ديوانه

يال بلند اسب تمنا را

آشفته كرد خواهد . . .

 

دختران رود گل آلود!

دختران هزار ستون شعله به طاق بلند دود!

دختران عشق هاي دور

روز سكوت و كار

شب هاي خستگي!

دختران روز

بي خستگي دويدن،

شب

سرشكستگي! ـ

 

در باغ راز و خلوت مرد كدام عشق ـ

در رقص راهبانة شكرانة كدام

آتش زداي كام

بازوان فواره ئي تان را

خواهيد برفراشت؟

 

افسوس!

موها، نگاه ها

به عبث

عطر لغات شاعر را تاريك مي كنند.

 

دختران رفت و آمد

در دشت مه زده!

دختران شرم

شبنم

افتادگي

رمه! ـ

از زخم قلب آبائي

در سينة كدام شما خون چكيده است؟

پستانتان، كدام شما

گل داده در بهار بلوغش؟

لب هايتان كدام شما

لب هايتان كدام

ـ بگوئيد! ـ

در كام او شكفته، نهان، عطر بوسه ئي؟

 

شب ها تار نم نم باران ـ كه نيست كار ـ

اكنون كدام يك ز شما

بيدار مي مانيد

در بستر خشونت نوميدي

در بستر فشردة دلتنگي

در بستر تفكر پر درد رازتان

تا ياد آن ـ كه خشم و جسارت بود ـ

بدرخشاند

تا ديرگاه، شعلة آتش را

در چشم بازتان؟

 

بين شما كدام

ـ بگوئيد! ـ

بين شما كدام

صيقل مي دهيد

سلاح آبائي را

براي

روز

انتقام؟

************************************

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۳

ملودی هم گذاشتم

 درود دوستان.

اميدوارم همگي خوب باشيد.

از امروز ميخوام يه كار خوب بكنم و يه تغييري تو بلاگ بدم.آخه همه ميگن كه اگه ميخواي بلاگت خوب بشه بايد يه كار جديد بكني.منم مدتها بود كه فكر كردم چي كار كنم .آخر به نتيجه رسيدم.گفتم كه ملودي آهنگ ها رو مي ذارم .

البته به صورت نت نويسي مدرن نيست به صورت عددي هست.يعني اينكه عدد هاي اول شماره ي سيم هست و عدد هاي دوم شماره ي فرت. اين يه مدل نت نويسي كلاسيك (قديمي) هست. چون نت نويسي مدرن يه مقدار مشكل هست از اين روش استفاده كردم . بيشتر گيتاريست هاي پاپ اين روش رو مي شناسند .روش خوبيه ولي بايد آهنگ رو گوش داده باشيد تا بتوني خوب بزنيد . البته اين آهنگ رو همه گوش دادن . حالا واسه اينكه مشكل زيادي نداشته باشيد من خود آهنگ رو مينويسم و بيت هارو مشخص ميكنم كه قاطي نكنيد.

اميدوارم با اين كارم يه تغيير اساسي تو بلاگ داده باشم و بازديد كنندگانم زياد بشن و بتونم نظر شما رو جلب كرده باشم.

فقط يه خواهشي كه دارم اينه كه نظرتون رو در اين مورد بنويسيد و كمكم كنيد تا بلاگ رو  هر روز بهتر كنم.

سربلند و پيروز باشيد.

 

 

               

   

                     فريدون فروغي  8/6 Persian

*********************************************

 

                                        Bm……………D………….F#..................Bm…………..D……..F#....Bm

دلم از خيلي روزا با كسي نيست        تو دلم فرياد و فرياد رسي نيست

 

                                               Bm………D……….A…………………..Bm……D…………A………..Bm

شدم اون هرزه گياهي كه گلاش         پرپر دستاي خار و خسي نيست

 

                                                                        Bm…..A…………………………Bm…….A…..Bm

ديگه دل با كسي نيست       ديگه فرياد رسي نيست

 

                                                                      Bm……..A…………………….Bm……………......D

آسمون ابري شده               ديگه خار و خسي نيست

 

                                        Bm………………..A……………F#.........................Bm……..A………F#

بارون از ابرا سبك تر ميپره                 هر كسي سر به سوي خودش داره

 

                                             F#......G…………..A………F#...............Bm………A…………….Bm

مثل لاكپشت تو خودم قايم شدم       ديگه هيچ كس دلم و نمي بره

 

                                                               …….Bm……..A……………………...Bm…….A……..Bm

ديگه دل با كسي نيست       ديگه فرياد رسي نيست

 

                                                              ………..Bm…..A…….Bm………………A………………..D

آسمون ابري شده               ديگه خار وخسي نيست

 

                                               Bm……….D……….F…….F#............Bm…….D………F………..F#

ماهي از پاشوره بيرون افتاده            شاپركها پراشون زخمي شده

 

                                                       Bm… D……..F#....G…………………..F#.........G#.........G

نكنه تو گله ي بره هامون                 گذر گرگ بيابون افتاده

 

                                                               ……….Bm…..A………………………Bm……A……….Bm

ديگه دل با كسي نيست       ديگه فرياد رسي نيست

 

                                                               ………………..Bm……………………...A…………………D

آسمون ابري شده              ديگه خار وخسي نيست

 

************************************************ 

 

 

 Sim : 3 3 3 2 2 2 2 2 2 2 2         3 3 3 2 2 2 2 2 2 2 2

Fret : 4 4 4 7 5 3 5 3 5 2 0         4 4 4 7 5 3 5 3 5 2 0

 

Sim :3 3 3 3 3 3 3 3 3 3 3          3 3 3 3 3 3 3 3 3 3 3

Fret :4 2 0 0 4 6 7 6 4 2 4          4 2 0 0 4 6 7 6 4 2 4

 

      Sim : 2 2 2 3 2 2 2     2 2 2 3 2 2 2

    Fret : 0 0 0 2 5 2 0     0 0 0 2 5 2 0

 

Sim : 2 2 2 2 2 2 2        2 2 2 3 2 2 2

Fret : 3 3 3 3 5 3 2        0 0 0 2 5 2 0

 

Sim : 4 3 3 3 3 3 4 3 3 3 3          4 3 3 3 3 4 4 3 3 3 4

Fret : 4 4 2 4 2 0 4 4 4 4 4          4 2 0 2 0 4 2 4 2 0 4

 

Sim : 3 3 3 3 3 3 4 3 3 3 3          4 3 3 3 3 4 4 3 3 3 4

Fret : 4 6 7 4 2 0 4 4 4 4 4          4 2 0 2 0 4 2 4 2 0 4

 

      Sim : 2 2 2 3 2 2 2        2 2 2 3 2 2 2

      Fret : 0 0 0 2 5 2 0        0 0 0 2 5 2 0

 

Sim : 2 2 2 2 2 2 2        2 2 2 3 2 2 2

Fret : 3 3 3 3 5 3 2        0 0 0 2 5 2 0

 

Sim : 1 1 1 1 1 2 2 2 2 2 2          1 1 1 1 1 2 2 2 2 2 2

Fret : 2 2 2 3 2 6 3 6 3 2 0          2 2 2 3 2 6 3 6 3 2 0

 

Sim : 2 2 2 2 2 2 2 2 2 2 2          2 2 2 2 2 2 3 2 3 3 3

Fret : 7 7 7 8 8 7 6 8 8 7 6          7 7 7 8 7 6 7 6 7 6 4

 

   Sim : 2 2 2 3 2 2 2        2 2 2 3 2 2 2

      Fret : 0 0 0 2 5 2 0        0 0 0 2 5 2 0

 

Sim : 2 2 2 2 2 2 2        2 2 2 3 2 2 2

Fret : 3 3 3 3 5 3 2        0 0 0 2 5 2 0

 

 

سربلند و پيروز باشيد 

 

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ تیر ،۱۳۸۳

درود و ۲ آهنگ

درود دوستان عزيز. همگي خوب هستيد؟

من پوزش ميخوام از اينكه چند روزي بلاگ رو آ پلود نكردم. ولي امروز تلافي ميكنم. براي امروز 2تا آهنگ گذاشتم. آهنگ سياه چشمون از زنده ياد هايده و آهنگ مرد تنها از حبيب.

البته اين آهنگ هارو چند ماه پيش از بلاگ دو تا از بچه هاي پرشين بلاگ گرفتم. به جون خودم يادم نمياد از كدوم بلاگها گرفته بودم وگر نه اسم  و بلاگشو نو مي نوشتم.به هر حال از اين دوستان عزيز پوزش ميخوام.ما رو حلال كنيد.

باز هم ممنونم از دوستاي عزيزي كه لطف ميكنن به من سر ميزنند.من لينك بعضي از دوستانم رو در قسمت دوستان گذاشتم.يه سري بهشون بزنين.

دوستاي خوبم  مهسا جان ، آرش ، آقا رضا  ،موسيقي پاپ ايران و ديگر عزيزان كه در ليست ميبينيد.

راستي يه سو پرايز براتون دارم كه تا چند روز ديگه ميبينيد. فقط بگم كه از اين به بعد بلاگ يه كم دير لود ميشه.ولي بعد از اينكه لود شد كلي حال ميكنيد. حالا اين آهنگ هارو داشته باشيد تا بعد.منتظر ديدگاه هاي شما عزيزان هستم.

سر بلند و پيروز باشيد.

 

 

هايده : سياه چشمون  8/6  PERSIAN

****************************************

 

Dm…..Eb………………F………Gm.F………….…..Gm

سياه چشمون چرا تو نگات ديگه اون همه وفا نيست

 

Dm…Eb…………….F………Gm.F………..……Gm

سياه چشمون بگو نكنه دلت ديگه پيش ما نيست

 

Gm…………………….F..……Gm…..F………..Gm

پريشونت شدم ميدوني واست همه چيمو باختم

 

Dm…..Eb………..F……Gm…F…………………………..

واسه دوست داشتنت طاقتم ديگه بيشتر از اينا نيست

 

Dm…….Eb……….F……………………………….Gm

)تو اين غربتي كه هستم دارم ميميرم حاليت نيست

 

Dm….…Eb..….F……………………………………

بازم دستتو تو دستم ميخوام بگيرم حاليت نيست) 2

 

Dm…..Eb……….F………….Gm..F……………….Gm

)سياه چشمون قسم خوردي كه جز مال من نباشي

 

                 Dm..Eb……...F……………Gm…F……..……….Gm                        

قسم خوردي كه اين جور غافل از حال من نباشي)2

 

 

تو اين غربتي............

 

Cm………...Gm…..Cm…….Gm

هنوز يار تو هستم حاليتم نيست

 

Gm…..F………………………..Gm

به هيچكي دل نبستم حاليتم نيست

 

Cm…….Gm….Cm………………………

سياه چشمون مي خوام حالمو بپرسي

 

Gm……..F…………..Gm

بشي مهمونم احوالمو بپرسي

 

Cm…..Gm….Cm………..

نگفتي نكنه خونش خرابه

 

Gm…...F……….……Gm

نديدم واسش رنج و عذابه

 

Cm….Gm…..Cm………..

نگفتي كه غريبه اين ولايت

 

Gm…...F.……………Gm

تموم زندگيش نقش بر آب

 

 

تو اين غربتي.......

 

*************************************

D   

اين هم مرد تنها از حبيب :

 

حبيب : مرد تنها 8/6 BROKEN

 

*************************************

 

 

Em………………….. D……………..… Em

من مرد تنهاي شبم ، مهر خموشي بر لبم

 

Em……….…..….………D….…….………………

تنها و غمگين رفته ام ، دل از همه گسسته ام

 

Em…………...………D………..….………G… …….

تنهاي تنها ، غمگين و رسوا ، تنها و بي فردا منم

 

   Em…………..………… D………..……………Em                          

من مرد تنهاي شبم ، صد قصه مانده بر لبم

 

      Em………………………… D………………..…                          

از شهر تو من رفته ام ، كوله بارم را بسته ام

 

Em……….….………D……………G…...………

بي فكر فردا ، با خود و تنها ، عابر اين شبها منم

*******************************************

 

سربلند و پيروز باشيد

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸۳

دانه ی نيلوفر

سلام.من داشتم يه کلیپ نگاه ميکردم که اين شعر رو ديدم .ازش خوشم اومد گفتم برای شما هم بذارم شايد خوشتون بياد.

 

از مرز خوابم ميگذشتم

سايه ي تاريك يك نيلوفر

روي همه ي اين ويرانه ها فرو افتاده بود

كدامين باد بي پروا

دانه ي اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد

نيلوفر روييد

ساقه اش از ته خواب شقا هم سر كشيد

سيلاب بيداري رسيد

چشمانم را در ويرانه ي خوابم گشودم

نيلوفر به همه ي زندگي ام پيچيده بود

در رگهايش من بودم كه ميدويدم

هستي اش در من ريشه داشت

وهمه ي من بود

كدامين باد بي پروا

دانه ي اين نيلو فر را به سرزمين خواب من آورد

 

موفق و پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸۳

تعجب نکنيد

سلام دوستان.

من مدتی هست دارم روی قالب بلاگم کار ميکنم.اگه چيز عجيبی ديدين تعجب نکنيد.

همگی موفق و پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸۳

يه کلیپ از آهنگ کودکانه از زنده يادفرهاد

سلام  دوستان عزيز.

خيلی ممنونم که لطف ميکنيد و به من سر ميزنيد.برای همتون آرزوی موفقيت ميکنم.

يکی از دوستان عزيزبه نام آقا مهدی لطف کردن توی نظر ها برام آدرس کلیپ آهنگ کودکانه ی زنده ياد فرهاد رو گذاشتن.از ايشون سپاس گذارم.

اگه اين کلیپ و ميخواين ببينيد اينجا کليک کنيد.

راستی قالب بلاگ رو عوض کردم.عکساشو خودم درست کردم.چه طوره؟خودم که کلی حال کردم.شما هم نظرتون و در اين مورد بنويسيد.ممنون

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ خرداد ،۱۳۸۳

به ياد فرهاد عزيز

سلام دوستان عزيز.برای امروز يكی از قشنگترين آهنگهای دوران موسيقی ايران رو گذاشتم.آهنگی كه ميدونم همه دوستش دارين.اين آهنگ از يكی از بهترين خوانندگان عزيزمون هست كه هميشه به يادش هستيم.اين خواننده ی عزيز مرحوم فرهاد هستند.اين آهنگ قشنگ هم آهنگ كودكانه هست.شعر اين آهنگ از شهيار قنبری هست.من واقعا عاشق اين آهنگم.اميدوارم شما هم اين آهنگ را دوست داشته باشيد.

به ياد فرهاد عزيز

 

 

3/4 Slow Rock   فرهاد :  كودكانه

*******************************************

Intro (Am G F Em Dm A# Am)

Am...G...F...........C..........F....Am

بوي عيدي بوي توپ بوي كاغذ رنــــگي

Am..G....F.........Dm...........G..Am

بوي تند ماهي دودي وسط سفره نــــو

Am....G.....F........Dm........G..Am

بوي ياس جا نمازه  ترمه مادر بــــــزرگ

Am...G...........F.........Am.....G.........F....Am

با اينا زمستونو سر ميكنم با اينا خستگيمو در ميكنم

Am..Dm..........G........F...........G....Am........Dm........G........C

شادي شكستن قلك پول وحشت كم شدن سكه عيدي از شمردن زياد

Am..G...F....Dm.........G.....Em

بوي اسكناس تا نخورده لايه كتاب

Am...G...........F.........Am.....G.........F....Am

با اينا زمستونو سر ميكنم با اينا خستگيمو در ميكنم

 

***Am G F Em Dm A# Am***

 

Am......F..........G.........Am....C

فكر قاشق زدن يه دختر چادر سياه

                Am/G/D/.....Am......F.........G......Am..........C

شوق يك خيز بلند از روي بوته هايه نور

Am.......F................G.....Am

برق كفش جفت شده تو گنجه ها

Am...G...........F.........Am.....G.........F....Am

با اينا زمستونو سر ميكنم با اينا خستگيمو در ميكنم

Am.......Dm........G...........C

عشق يك ستاره ساختن با د لك

Am....Dm..........G.........F.........G....Am

ترس ناتموم گذاشتن جريمه هاي عيد مدرسه

Am....F.................Dm.....G.........Em

بوي گل محمدي كه خشك شده لايه كتاب

Am...G...........F.........Am.....G.........F....Am

با اينا زمستونو سر ميكنم با اينا خستگيمو در ميكنم

Am...G...F...........C..........F....Am

بوي باغچه بوي حوض عطر خوب نزري

Am....G..F..............Dm...........G..Am

شب جمعه پيه فانوس توي كوچه گم شدن

Am....G....F...................G..Am

توي جوي لاجوردي هوس يه آبتنـــي

Am...G...........F.........Am.....G.........F....Am

با اينا زمستونو سر ميكنم با اينا خستگيمو در ميكنم

**********************************************

موفق و پيروز باشيد.مرحوم فرهاد رو هم از ياد نبريد.

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸۳

ما هم داريم دوست پيدا ميكنيم.

سلام دوستان عزيز.

خدمت مهسا جان عزيز عرض كنم كه گويا ادرس بلاگت رو اشتباه گذاشتی دوست عزيز چون من هر كاری كردم باز نشد.ولی لينکت رو گذاشتم .شايد پرشين بلاگ مشکل داشته باشه..

خدمت آرش عزيز هم عرض كنم كه من لينك شما رو گذاشتم و برات آرزوی موفقيت ميكنم. اگه خواستين به وب سايت آرش بريد اينجا كليك كنيد.

موفق و پيروز باشيد

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸۳

حرفی ندارم.

سلام دوستای عزيز.

من امروزرفتم چند تا بلاگ سر زدم .تو يکی از اونا يه داستان جالب نوشته بود.براتون ميذارم بخونيد.شايد خوشتون بياد.در ضمن نظرتون و در مورد اين بگيد.

اينم آدرس بلاگ دوست عزيزمونه  www.ali82nademi.persianblog.ir

عدالت

 

در یکی از شبها،جشنی در کاخ سلطنتی بر پا شد.ناگهان مردی ناخوانده به همراه دعوت شدگان وارد قصر شد و در برابر شاهزاده ادای احترام نمود.همگی با تعجب به او نگریستند زیرا یکی از چشمانش بیرون آمده بود و خون از آن جاری می شد!

شاهزاده از او پرسید:چه اتفاقی برای تو افتاده است؟

مرد پاسخ داد و گفت:ای شاهزاده!من دزد هستم و تاریکی چنین شبی را غنیمت شمردم و وارد یکی از مغازه های صرافی شدم.از دیوار بالا رفتم اما اشتباها از پنجره ی دیگری وارد مغازه ی بافندگی شدم لذا با سرعت تصمیم گرفتم تا بگریزم اما به سبب تاریکی بسیار،سوزن دستگاه بافندگی به یکی از چشمهایم اصابت کرد و آن را از حدقه بیرون آورد.اکنون نزد شما آمدم تا عدالت را اجرا کنید و حق مرا از مرد بافنده بستانید!

شاهزاده دستور داد تا مرد بافنده را احضار کنند و فی آلفور او را آوردند.لذا فرمان داد تا چشمان وی را از حدقه بیرون آورند!

مرد بافنده گفت:شاهزاده!به راستی که حکم عادلانه ای را صادر فرمودید اما من برای بافندگی به دو چشم نیاز دارم تا بتوانم هر دو طرف لباس را ببینم.همسایه ای دارم که پینه دوزی می کند و او مانند من دو چشم دارد اما برای پینه دوزی تنها به یک چشم نیاز دارد.پس اگر می خواهید قانون را زیر پا نگذارید می توانید او را احضار کنید تا یکی از چشمهایش را بیرون آورید!

آنگاه شاهزاده دستور داد تا مرد پینه دوز را احضار کنند و چون آمد،یکی از چشمهایش را در آوردند و اینگونه عدالت اجرا شد!

 

 

ما كه خودمون حرفی واسه گفتن نداريم.حداقل حرفای ديگران رو به گوش بقيه برسونيم.نه!

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸۳

گل من از آريان

سلام به همه ي دوستان عزيز به خصوص دوستان خوب آرياني .

براي امروز آهنگ گل من را گذاشتم به در خواست دوستای آريانی .

اميدوارم شما از اين آهنگ لذت ببريد.

راستي دوست عزيزي در قسمت نظر خواهي برام نوشته بودند كه « سعي كن براي دل خودت بنويسي» . در جواب اين دوست گرامي عرض كنم كه من در اينجا براي ديگران مي نو يسم.البته چند بار سعي كردم كه براي دل خودم بنويسم ولي نتونستم. اگر ميتو نيد شما لطف كنيد بگيد چه جوري اينكارو انخام بدم.ممنون ميشم.

بريم سراغ آهنگ:

 

آريان :       گل من      4/4

**************************************

 

                         Bb                          F                                                  

يه روزي زير گنبد نيلي توي گلدون تنهاي تنها

 

 C                                      Gm                             

خالي بود جاي گل توي قلبش خونه داشت تو سينش غم دنيا

 

 Bb                              F                      

حالا غصه و غم ديگه رفته بازم اومده عطر بهارون

 

                  C                                 Gm                                           

تا كه غنچه ي پاكي نشسته ميون دل تنهاي گلدون

 

  C            Bb          Dm        F         

گل من گل من تويي جلوه ي پاك بهارون

 

           C              Bb    Dm          F                     

گل من گل من منم گلدون تو گل گلدون

 

      C                    Bb                        Dm            

گل من تو قلبم شده غنچه ي عشق تو مهمون

 

C                   Bb

گل من.....لا لا لا لا

 

                    Dm                                      F                                         

نكنه ديگه چيك چيك بارون توي رقص و نسيم درختا

 

  C                           Gm                           Bb

با ترانه ي شاد قناري  دل تو بشه تنگ واسه دشتا

 

          Dm                                 F                                     

مث تو واسه اين دل خستم ديگه مونسي پيدا نميشه

 

   C             Gm                                    Bb          

بگو مي مونه گل پيش گلدون بگو مال مني تو هميشه

 

       Dm           Gm             C                        Bm             

وقتي غنچه ي عشق تو واشد تو سينم گل ناز تو جاشد

 

     Dm            Bb                       Gm             Bb         

ريشه كردي تو اين دل تنهام عشق تو با دلم آشنا شد

 

     Dm              Gm           C                      Bb          

وقتي پرتوي روشن خورشيد روي برگاي سبز تو تابيد

 

           C              Bb     Gm                         Bb                   

غصه رفت ديگه از دل گلدون عطر تو توي گلخونه پيچيد

 

      C        Bm          

گل من گل من

 

******************************************

 

موفق و پيروز باشيد

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸۳

ياس کبود از آريان

اين هم آهنگ ياس كبود از آريان براي  تمام آرياني هاي عزيز :

 

ياس كبود    8/6

****************************

 

              A7                        D                           

واسه چشمك زدن ستاره ناز ميكرد

 

                    A7               G                                       

وقتي كه مرغ دل نغمه آغاز ميكرد

 

              A7                D                                

توي هفت آسمون خبر از ماه نبود

 

                   A7               G                                    

وقتي كه گل دميد گل ياس كبود

 

                    Em           Bm                                           

خورشيد از پنجره تو خونه سر كشيد

 

                       D            A                                              

از روي بوم ما جغد هم پر كشيد

 

                          Em             Bm                                                  

مرغ عشق اومد و دم گلدون نشست

 

      D      A7             A                    

با دم شيشه ي ديو غم را شكست

 

       D     A        Em        Bm           

پر شده تو خونه عطر گل گلدون

 

     D      A      Em       Bm        

ميخونه قناري نغمه ي بهارون

 

     A               Em    A    Em               

) گل ياسم تويي  نغمه ي سازم تويي

 

        A      Em           A    Em              

توي گلدون دل محرم رازم تويي)2

 

(A – Em – Bm – 2D – 2A – 2Em – 4Bm)2

 

                  Em                 Bm                                 

برق چشمات زده بوسه به ابر بهار

 

                D               A                               

من چو ابر بهار بي توام بيقرار

 

                     Em       Bm                                         

ميزنم نم نمك گل رنگين كمون

 

      D         A7             A         

از تودستاي تو تا دل آسمون

 

        D     A        Em        Bm           

پر شده تو خونه عطر گل گلدون

 

     D      A      Em       Bm          

ميخونه قناري نغمه ي بهارون

 

          A               Em    A    Em                 

) گل ياسم تويي  نغمه ي سازم تويي

 

       A      Em           A    Em             

توي گلدون دل محرم رازم تويي)2

 

************************************

 

 

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸۳

هديه از قميشی

سلام به همه. من طبق گفته ی خودم مدتی نيومدم بلاگمو آپلود کنم تا ببينم چی ميشه.انگار اتفاق خاصی نميوفته

دوستان عزيز لطف کردن پيشنهاداتی دادن به من.گفتن که تو بلاگ ملودی بذارم.خواستم بگم که گذاشتن ملودی توی بلاگ کار سختيه چون من نرمافزاری ندارم که بتونم ملودی بذارم.اگر کسی داره لطف کنه برای من بفرسته.ممنون ميشم.

پس حالا يه آهنگ از سياوش را داشته باشيد تا بعد که ملودی بذارم.

 

 

 

C    X32010
Dm3قميشي : هديه   8/6      
F    133211
********************************************

C……………………….Dm………………………….C

وقتي دستام خالي باشه وقتي باشم عاشق تو

                                 C…………G7…….Dm……………..

غير دل چيزي ندارم كه بدونم لايق تو

C………………………..Dm…………..C

دلمو از مال دنيا به تو هديه داده بودم

                                C……………..G7………..Dm…………...

با تموم بي پناهيم به تو تكيه داده بودم

   C…………………………F……………….C7……C                         

هر بلايي سرم اومد همه زجري كه كشيدم

                             C………..G7……Dm……………………..                                          

همه رو به جون خريدم ولي از تو نبريدم

                             C………………………..F…………….C7……C

هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تو رو ديدم

                            C………………G7………Dm……………………

تو سبك شدن تو رويا همه جا به تو رسيدم

C…………………..…Dm……….…………..C

اگه احساسمو كشتي اگه از ياد منو بردي

                               C…………….G7……….Dm……………….

اگه رفتي بي تفاوت به غريبه سر سپردي

C……………………………..Dm….…………C

بدون اينو كه دل من شده جادو به طلسمت

 

                          C…………………G7…………Dm……………………

يکي هست اين ور دنيا که تو يادش مونده اسمت

*******************************************

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ خرداد ،۱۳۸۳

چشم حتما

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸۳

بی حالا

سلام.امروز يه آهنگ از شادمهر دارم.شما چرا اينقدر بی حاليد؟من هر روز يه آهنگ آپلود ميكنم اونوقت شما... .اشكالی نداره.حالا اين اهنگ شادمهر رو بگيريد تا بعد.

 

شادمهر عقيلي : ميخوام برم 4/4

*****************************************

.......................A.....................Bm

                                     ميخوام برم پا ندارم    ميخوام نرم جا ندارم        

Bm..........F#7.........................G

گريه كنم دل ندارم      داد بزنم نا ندارم

......................A....................Bm

بودنم با تو حرومه ديگه همه چي تمومه

                                       Bm.............................C   

آخ كه اين لحظه چه شومه

......................A.................Bm

من دلم تنگ ميشه تو دلت سنگ ميشه

Bm..................F#7.............G

نذار اين تنگ بلور بشكنه با اين غرور

*****************************************

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ،۱۳۸۳

فرامرز

Am X02210

سلام.من امروز يه آهنگ از فرامرز گذاشتم.ازش استفاده كنيد قشنگه.يه نظر هم موقع رفتن بذاريد
فرامرز اصلاني : يه ديواره  

 

**********************************

 

…………………………….Am

يه ديواره يه ديواره يه ديواره

 

Dm……………………………………

يه ديواره كه پشتش هيچي نداره

 

……….F……………………………..

تو كه ديواره پوشيدن سيه ابرون

 

Am……..…G……………….…….Dm

نمياد ديگه خورشيد از توشون بيرون

 

………………………………………..Am

يه پرندست يه پرندست به پرندست

 

Dm………………………………………

يه پرندست که از آواز خود خستس

 

…………F………………………..

پرو بالشو بستن دست ديروزا

 

Am…..…..G…………..……Dm

نمياد ديگه حتي به يادش فردا

 

……..…G………………………..F..Am

يه روز يه خونه اي بود که تابستونا

 

E………………………………..F……..

روي پشتبونش ولو ميشد خورشيد

 

………………………………..F….Am

درخت انجير پيري که توي باغ بود

 

E…………………………….

همه کودکيهاي منو ميديد

 

………………………..Am

يه اوازه يه اوازه يه اوازه

 

Dm……………………………….

يه اوازه که تو سينم شده انبار

 

…………F………………………

اشکي که ميچکه روي گيتار

 

Am………..G………………Dm

به اين عاقبت کي گيرد اين کار

 

……………………………..Am

يه مردابه يه مردابه يه مردابه

 

Dm……………………………….

يه مردابه توي تن از فراموشي

 

.............................................

يه چراغي که ميره روبه خاموشي

 

Am……….G………..Dm………..F

نگردد شعله ور بيهوده ميکوشي

 

***********************************

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸۳

حبيب

يه آهنگ از حبيب براتون گذاشتم.بعدا داريوش آماده ميکنم ميذارم.

حبيب : كوير باور  RUMBA

*****************************************

   C.............................................Am

يه درخت خوشک بي برگ ميون کوير داغ

                                                                             Am

توي ته مونده ذهنش نقش پر رنگ يه باغ

                                                                   Dm.........

شاخه سبز خيالش سر به آسمون کشيد

                               Am……….....…....G…….......……Am 

برو دوشش همه پر شد ز عقاقي سفيد

                                                                     ………..G

زير سايه خيالي کم کمک چشماشو بست

                                Am……...........……G…….......……..C

ديد دو تا کفتر چاهي روي شاخه هاش نشست

                                                          F……………G

اولي گفت بارون باز ببار تو کوير

                                         Am……………..F…………….G

ديگه اما سر رسيد عمر اين درخت پير

                                                             F……………G

دومي گفت که قديما يادمه کوير نبود

             Am………………F………...G              

جنگل و پرنده بود و گذر زلال رود

                                                       Am…………. F

کفترا از جا پريدن با يه دنيا خاطره

                                                 Am………………….F

اون درخت اما هنوزم تو کوير باوره

****************************************

 

  
نویسنده : مهدي ; ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ فروردین ،۱۳۸۳